توکل 35 مطلب

آیات قرآن مجید و ترسیم جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی

قرآن مجید چه ترسیمی از جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی دارد؟

انبياء معمولا از ميان اقوامى قيام مى كردند كه علاوه بر انحرافات فكرى و عقيدتى، آلوده به انواع مفاسد اخلاقى بودند. لذا هنگامى كه آنها بر ضدّ اين عقائد خرافى و آن مفاسد اخلاقى قيام مى كردند، علیه آنها شورش پدید می آمد و گاهى در ميان يك ملّت تنها می شدند. در چنين شرايطى آنچه به آنها توان و نيرو براى پيشبرد اهداف شان مى داد، چیزی جز «توکّل» نبود.

بررسى آيات قرآنى در اين زمينه نشان مى دهد كه انبیای الهی هميشه در پناه سپر توکّل بودند.

«توكّل» در احاديث اسلامى‏

توكّل در روايات اسلامى چه جايگاهی دارد؟

در روايات اسلامى اهمّيّت فوق العاده اى به اين ارزش اخلاقى داده شده، تا آنجا كه آثار و بركاتى براى آن بيان گرديده كه براى كمتر صفتى مى توان يافت؛ برای نمونه، نگاهی به برخی از این روایات می کنیم: 1. رسول خدا (ص) می فرمايد: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ كسى كه دوست دارد قوى ترين مردم باشد بر خدا توكّل كند». 2. اميرمؤمنان (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّه،ِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعَابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الْأَسْبَابُ؛ كسى كه بر خدا توكّل كند، مشكلات در برابر او خاضع و اسباب براى او سهل و آسان مى گردد». 3. باقر (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ، لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَمُ؛ هر كسى كه توكّل بر خدا كند، مغلوب نمى شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند، شكست نمى خورد».

درجات توكّل‏

توكّل چه مراتب و درجاتی دارد؟

بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كرده اند:

نخست اينكه اعتماد و اطمينان انسان به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد و كار خود را به او وا مى گذارد، بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد. اين ضعيف ترين درجات توكّل است.

دوّم اينكه حال انسان در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك به مادر باشد. او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمى شناسد و به غير او اعتماد ندارد و چون او را ببيند، به دامن وى مى آويزد و اگر مادر حضور نداشته باشد، هر حادثه اى براى او پيش آيد، فوراً مادر را صدا مى كند و به هنگام گريه او را مى طلبد. بى شك اين درجه اى بالاتر از توكّل است؛ زيرا در اين حالت انسان غرق عنايات حق است و جز او كسى را نمى بيند و در مشكلات غير او را صدا نمى زند.

مرحله سوّم كه از اين هم بالاتر است اين است كه آدمی در برابر خدا هيچ گونه اراده اى از خود نداشته باشد؛ هر چه او بخواهد، همان مطلوب اوست و هر چه او نخواهد، مورد بى اعتنايى اوست.

آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا!

آیا غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا و درخواست ایشان از یک زندانی برای یاد کردن او نزد فرعون مصر، با عصمت او منافات ندارد؟! «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِی عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ»!

عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به معنی فراموشی آن زندانی از ذکر بی گناهی یوسف نزد اربابش می باشد، نه غفلت یوسف از یاد خدا. با فرض غفلت یوسف از یاد خدا بخاطر این تقاضا نیز عصمت ایشان زیر سؤال نمی رود؛ زیرا متوسل شدن به اسباب در زندگی امری فطری است و منافاتى با اخلاص ندارد و در جمله «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ» هم قرينه اى بر دلبستگى يوسف(ع) به غير خدا وجود ندارد. تنها اشتباه یوسف بیان این درخواست در شرایطی است که خدا همیشه در کنارش بوده و در اینجا هم شایسته بود صبر کند و منتظر عنایت پروردگار باشد.

منافات دعا با مقام رضا و تسليم بر اراده الهی؟!

آیا دعا کردن با مقام رضا و تسلیم در برابر اراده الهی منافات دارد؟!

رضایت و تسلیم باید بر قضای الهی باشد و قضای الهی نیز بر اساس استعدادها و لیاقت هایی که هر شخص از خود نشان می دهد شکل می گیرد و جریان می یابد. «دعا» به تصریح آموزه های اهل بیت(ع) یکی از مؤثرترین عواملی است که مواهب الهی را به شخص جلب می کند. زیرا دعاکننده بعد از آن که نهایت کوشش خود را در استفاده از همه وسایل موجود به کار می بندد، آن جا که دیگر کاری از دستش بر نمی آید و به نقطه بن بست رسید، به در خانه خدا می رود و با توجه و توکل و تکیه بر خدا، فراهم شدن اسباب و عواملِ خارج از دایره قدرت انسانی را از وی طلب می کند و با همین توکل و تکیه است که تسلیم قضای الهی می شود.

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

ذاتی که اتّکا و توکّل بر او مستقر می گردد، باید دارای این ویژگی ها باشد: نخست اينكه زنده باشد؛ دوّم اينكه حياتش جاودانى باشد؛ سوّم اينكه علم و آگاهی او همه چيز را در برگيرد؛ چهارم اينكه قدرت بر همه چيز داشته باشد؛ پنجم اينكه حاكميت و تدبير و اداره همه امور در كف با كفايت او باشد. مى دانيم اين صفات تنها در ذات پاك خدا جمع است.

راه هاى رسيدن به توكّل‏

انسان چگونه به حقيقت «توكّل» نزديك و در زمره متوكّلان حقيقى قرار مى گيرد؟

علماى علم اخلاق براى رسيدن به توكّل، راه هايى ارائه كرده اند كه هر كدام عامل مؤثرى براى كسب اين فضيلت بزرگ اخلاقى است؛ از جمله: توجّه به «توحيد افعالى» و باور عمیق به اين كه همه چيز در اين عالم مستند به خداست و سرچشمه و مسبب الاسباب اوست و تأثير هر عاملى به فرمان او انجام می پذیرد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمامُ علىٌّ(عليه السلام)

إنّ لکلِّ شيء مُدّةً و أجَلا

هر چيزى را مدتى است و پايانى

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 46