ايمان 244 مطلب

آیات قرآن مجید و ترسیم جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی

قرآن مجید چه ترسیمی از جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی دارد؟

انبياء معمولا از ميان اقوامى قيام مى كردند كه علاوه بر انحرافات فكرى و عقيدتى، آلوده به انواع مفاسد اخلاقى بودند. لذا هنگامى كه آنها بر ضدّ اين عقائد خرافى و آن مفاسد اخلاقى قيام مى كردند، علیه آنها شورش پدید می آمد و گاهى در ميان يك ملّت تنها می شدند. در چنين شرايطى آنچه به آنها توان و نيرو براى پيشبرد اهداف شان مى داد، چیزی جز «توکّل» نبود.

بررسى آيات قرآنى در اين زمينه نشان مى دهد كه انبیای الهی هميشه در پناه سپر توکّل بودند.

درجات توكّل‏

توكّل چه مراتب و درجاتی دارد؟

بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كرده اند:

نخست اينكه اعتماد و اطمينان انسان به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد و كار خود را به او وا مى گذارد، بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد. اين ضعيف ترين درجات توكّل است.

دوّم اينكه حال انسان در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك به مادر باشد. او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمى شناسد و به غير او اعتماد ندارد و چون او را ببيند، به دامن وى مى آويزد و اگر مادر حضور نداشته باشد، هر حادثه اى براى او پيش آيد، فوراً مادر را صدا مى كند و به هنگام گريه او را مى طلبد. بى شك اين درجه اى بالاتر از توكّل است؛ زيرا در اين حالت انسان غرق عنايات حق است و جز او كسى را نمى بيند و در مشكلات غير او را صدا نمى زند.

مرحله سوّم كه از اين هم بالاتر است اين است كه آدمی در برابر خدا هيچ گونه اراده اى از خود نداشته باشد؛ هر چه او بخواهد، همان مطلوب اوست و هر چه او نخواهد، مورد بى اعتنايى اوست.

جود و سخاوت؛ معنی و جايگاه آن در بين فضائل اخلاقی

معنی جود و سخاوت چيست و چه جايگاهی در بين فضائل اخلاقی دارد؟

اين دو واژه كه معنای شان در مقابل معنای «بُخل» است، غالبا در يك معنا استعمال مى شوند. ولى گاه از بعضى كلمات استفاده مى شود كه «جود» مرحله ای بالاتر از «سخاوت» است. در تعريف «جود» گفته اند: «بخششی بدون درخواست است و در عين حال، بخشش کننده عمل خود را كوچك بشمارد». گاه نیز گفته اند: «جود خوشحال شدن از درخواست مردم و شاد گشتن به هنگام بخشش است». بعضى نيز گفته اند: «جود آن بخششى است كه در آن بخشش کننده مال را مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند و خودش را در اين ميان واسطه ببيند». این در حالى كه «سخاوت» معناى وسيع ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى شود.

آنچه مسلم است این است که «جود» و «سخاوت» از فضايل مهم اخلاقى است. هر اندازه «بُخل» نشانه پستى و حقارت و ضعف ايمان و فقدان شخصيت است، «جود» و «سخاوت» نشانه ايمان و شخصيت والاى انسان است. 

راه هاى كسب صفت سخاوت

چگونه می توان صاحب صفت سخاوت شد؟

بى شك ايمان به آخرت نقش مهمّى در پرورش فضيلت هاى اخلاقى دارد. چون شخص سخىّ ايمان دارد كه آنچه در نزد او بماند، فانى شدنى است و فقط آنچه در نزد پروردگار ذخيره گردد، باقى و جاودان خواهد بود. علاوه بر آن اين فضيلت اخلاقى مانند ساير فضايل با تعليم و تربيت و انديشه و تفكّر و تمرين و ممارست حاصل مى شود. همچنين دقت در آثار و بركات و پيامدهاى مهمى كه براى «سخاوت» پیش از این بیان شد، مشوّق مؤثرى برای پرورش فضیلت سخاوت خواهد بود. مطالعه تاريخ زندگى سخاوتمندان و بخيلان و مقايسه آن دو با يكديگر نيز در ايجاد اين «سخاوت اخلاقى» بسيار مؤثر است. در ضمن، اگر پدر و مادر و معلّم و استاد كودكان را از آغاز عمر به «سخاوت» عادت دهند، اين فضیلت اخلاقی به آسانى در وجود آنها ريشه مى دواند.

بُخل در آينه روايات اسلامى

روايات اسلامی چه نگاهی به صفت بُخل دارند؟

در احاديث اسلامى روايات تكان دهنده اى درباره «بُخل» ديده مى شود؛ روایاتی که همه نشان دهنده مذموم بودن این رذیله اخلاقی در آموزه های اسلام است؛ مثل: ۱. رسول خدا (ص) در حديثى مى فرمايند: «الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ النَّاسِ بَعِيدٌ مِنَ الْجَنَّةِ وَ قَرِيبٌ مِنَ النَّارِ؛ بخيل از خدا دور است. از مردم نيز دور است. از بهشت نیز دور است و به آتش دوزخ نزديك است». 2. از امام صادق (ص) نیز نقل شده كه فرمود: «جَاهِلٌ سَخِيٌّ، أَفْضَلُ مِنْ نَاسِكٍ بَخِيلٍ؛ نادانِ سخاوتمند، از عابدِ بخیل بهتر است». 3. در روايتی از امام هادى (ص) مى خوانيم كه فرمود: «الْبُخلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاقِ؛ بُخل مذموم ترين اخلاق رذيله است».

راه هاى رسيدن به توكّل‏

انسان چگونه به حقيقت «توكّل» نزديك و در زمره متوكّلان حقيقى قرار مى گيرد؟

علماى علم اخلاق براى رسيدن به توكّل، راه هايى ارائه كرده اند كه هر كدام عامل مؤثرى براى كسب اين فضيلت بزرگ اخلاقى است؛ از جمله: توجّه به «توحيد افعالى» و باور عمیق به اين كه همه چيز در اين عالم مستند به خداست و سرچشمه و مسبب الاسباب اوست و تأثير هر عاملى به فرمان او انجام می پذیرد.

صدق و راستى در روايات اسلامى‏

صدق و راستی چه جايگاهی در روايات اسلامی دارند؟

در اهميت صدق همين بس كه اميرمؤمنان على (ع) می فرمايد: «اَلصِّدْقُ‏ رَأْسُ‏ الدِّينِ‏؛ صدق و راستگويى اساس دين است». و در حديث ديگرى مى ‏فرمايد: «اَلصِّدْقُ‏ صَلَاحُ‏ كُلِ‏ شَيْ‏ءٍ؛ راستى سبب اصلاح هر چيزى است». و در حديث مشابه ديگرى مى ‏فرمايد: «اَلصِّدْقُ أَقْوَى دَعَائِمِ الْإِيمَانِ؛ صدق قوى ‏ترين ستون ‏هاى ايمان است». و در تعبير ديگرى مى ‏فرمايد: «الصِّدْقُ جَمَالُ الْإِنْسَانِ وَ دَعَامَةُ الْإِيمَانِ؛ صدق جمال‏ انسان‏ و ستون ايمان است». و بالأخره در تعبير مهم ديگرى مى ‏افزايد: «اَلصِّدْقُ‏ أَشْرَفُ‏ خَلَائِقِ‏ الْمُوقِنِ؛ صدق شريف‏ ترين اخلاق افراد صاحب يقين است».

حسن ظنّ در روايات اسلامى‏

حسن ظنّ چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارد؟

به همان نسبت كه سوءظنّ مايه ويرانى جامعه و بدبختى انسانها و تشتّت كارها و ناراحتى روح و جسم است، حسن ظنّ مايه آرامش و وحدت است. به همين دليل در احاديث زيادى هم حسن ظنّ نسبت به مردم و هم حسن ظنّ نسبت به خداوند مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است.

اميرمؤمنان على (ع) درباره حسن ظنّ به مردم فرمود: «حُسْنُ الظَّنِّ يُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ يُنْجِي مِنْ تَقَلُّدِ الْإِثْمِ؛ حسن ظنّ اندوه را سبك مى كند، و از آلوده شدن به گناه رهايى مى بخشد».

مساله حسن ظنّ به خدا، از نشانه هاى مهم ايمان و از اسباب نجات و سعادت است. رسول خدا (ص) فرمود: «لَيْسَ‏ مِنْ‏ عَبْدٍ يَظُنُّ‏ بِاللَّهِ‏ خَيْراً، إِلَّا كَانَ‏ عِنْدَ ظَنِّهِ بِه؛ هيچ بنده اى گمان نيك به خدا نمى برد، مگر اينكه خداوند طبق گمانش با او رفتار مى كند».

جُبن و ترس در روايات اسلامى‏

جُبن و ترس بی مورد چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در احاديث اسلامى نكوهش از اين رذيله اخلاقى بازتاب گسترده اى دارد؛ از جمله: رسول خدا (ص) در سفارشی به على (ع) مى فرمايد: «يَا عَلِيُّ لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ؛ اى على [در كارهايت] با انسان ترسو مشورت مكن چراكه راه برون رفت از مشكلات را بر تو تنگ مى كند». اميرمؤمنان على عليه السّلام در سخنى جامع مى فرمايد: «لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ‏؛ فرمان هاى الهى را بر پا نمى دارد، مگر كسى كه اهل سازش نباشد و در برابر ديگران زبونى نكند و به دنبال طمع ها نرود».

ريشه هاى جُبن (ترس نامعقول)

جُبن (ترس نامعقول) چه ریشه هایی دارد؟

جُبن و ترس می تواند ریشه های متعددی داشته باشد؛ مثلا:‏ ۱. ضعف ايمان و سوء ظنّ به خدا؛ ۲. احساس كمبود شخصيّت و عقده حقارت؛ ۳. عدم آگاهى و جهل؛ ۴. «عافيت طلبى»؛ ۵. بروز حوادث تلخ و ناگوار؛ ۶. افراط در احتياط؛ ۷. ضعف جسمی و روانی.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال على بن الحسين السجّاد عليه السّلام :

اَيُّما مُؤ مِنٍ دَمِعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ مَعَه حَتّى يَسيلَ عَلى خَدَّيْهِ بَوَّاءَهُ اللّهُ فىِ الْجَنَّةِ غُرَفاً.

هر مؤ منى که چشمانش براى کشته شدن حسين بن على عليه السّلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد.

ينابيع الموده ، ص 429