ترس 70 مطلب

آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

آثار منفى جُبن و ترس در زندگى فردى و اجتماعى‏

جُبن و ترس چه آثاری در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد؟

اين صفت رذيله به يقين يكى از عوامل قطعى شكست و زبونى و ذلّت است. ملّت هاى بسيارى را در طول تاريخ مى شناسيم كه با داشتن عِدّه و عُدّه فراوان، سالها گرفتار زبونى و اسارت بودند، ولى به محض اينكه رهبرى شجاع و فرماندهى با شهامت پيدا كردند، تمام توان آنها بسيج شد و به سرعت عقب ماندگى خود را جبران كردند، و به اوج عزّت و عظمت رسيدند. به همين دليل در احاديث اسلامى از امام على (ع)، این دو روایت آمده است كه فرمود: «شجاعت عزّتی آشکار است» و «ترس ذلّتی آشکار است».

يكى ديگر از آثار منفى اين رذيله اخلاقى اين است كه انسان را از كارهاى بزرگ بازمى دارد؛ زيرا كارهاى بزرگ هميشه با مشكلات بزرگ رو به روست و انسان هايى را مى طلبد كه بتوانند از سدّ مشكلات عبور كنند و اين كار از افراد ترسو ساخته نيست.

ريشه هاى جُبن (ترس نامعقول)

جُبن (ترس نامعقول) چه ریشه هایی دارد؟

جُبن و ترس می تواند ریشه های متعددی داشته باشد؛ مثلا:‏ ۱. ضعف ايمان و سوء ظنّ به خدا؛ ۲. احساس كمبود شخصيّت و عقده حقارت؛ ۳. عدم آگاهى و جهل؛ ۴. «عافيت طلبى»؛ ۵. بروز حوادث تلخ و ناگوار؛ ۶. افراط در احتياط؛ ۷. ضعف جسمی و روانی.

راه های درمان جُبن (ترس نامعقول) و پيشگيرى از آن‏

راه های درمان جُبن (ترس نامعقول) و پيشگيرى از آن چيست؟

برای درمان جُبن و پیشگیری از آن، گزینه ها و روش های متعددی وجود دارد، که هر کدام می تواند تا حد بسیار تأثیرگذاری موفق باشد: ۱. يكى از راه های اصلّى درمان اين رذيله اخلاقى، انديشيدن در ثمرات شوم و آثار زيانبار آن است. ۲. پرداختن به قطع ريشه ها، راه مهمّ ديگر درمان آن است. ۳. يكى ديگر از طرق درمان جُبن و ترس، پاك بودن و پاك زيستن است. زيرا افراد آلوده غالباً از نتيجه اعمال خود بيمناكند. ۴. يكى ديگر از راه های درمان اين رذيله اخلاقى ورود در صحنه هاى رعب آور و تكرار آن است.

آثار و پيامدهاى بُخل

بُخل چه آثار و پيامدهايی دارد؟

در ميان صفات نكوهيده و رذايل اخلاقى كمتر صفتى به اندازه «بُخل» مشكل آفرين هست و پيامدهاى سوء دارد. در روايات اسلامى اشاره هايى به این مسأله شده است، كه در ادامه چند مورد از آنها را از نظر می گذرانیم:

۱. اگرچه شخص بخيل در حفظ اموال خود مى كوشد، ولى بيش از آن آبروى خود را از دست مى دهد. امير المؤمنين على (ع) مى فرمايند: «الْبَخِيلُ يَسْمَحُ مِنْ عِرْضِهِ بِأَكْثَرَ مِمَّا أَمْسَكَ مِنْ عَرَضِه‏؛ بخيل بيش از آنچه كه از متاع دنيا براى خود نگهدارى مى كند، از عرض و آبروى خود مى بخشد».

۲. شخص بخيل زود دوستانش را از دست مى دهد و در زندگى در برابر انبوه مشكلات غريب و تنها مى ماند. امير مؤمنان على (ع) در اين رابطه مى فرمايند: «لَيْسَ لِبَخِيلٍ حَبِيبٌ؛ بخيل يار و دوست ندارد».

3. بُخل موجب بدنامى و سوء شهرت و لعن و نفرين مردم مى شود. اميرمؤمنان على (ع) فرمود: «بِالْبُخل تَكْثُرُ الْمَسَبَّةُ؛ به خاطر بُخل بدگويى و دشنام مردم زياد مى شود».

درمان حسد

راه های درمان حسد چيست؟

درمان اين بيمارى اخلاقى مانند درمان صفات رذيله ديگر است كه بر دو اساس استوار مى باشد: 1. راه های علمى 2. راه های عملى.

در بخش «درمان های علمى»، شخص حسود بايد روى دو چيز مطالعه و دقّت كند. يكى پيامدها و آثار ويرانگر حسد از نظر روح و جسم و ديگر ريشه ها و انگيزه هاى پيدايش حسد. از سوى ديگر، شخص حسود باید در باره انگيزه هاى حسد بيانديشد و ريشه هاى آن را يكى پس از ديگرى قطع نمايد.

امّا از نظر «عملى» حسود به جاى اينكه براى در هم شكستن اعتبار و شخصيّت فردى كه مورد حسدش قرار گرفته، به تقويت موقعيّت خود بپردازد، به جاى غيبت و مذمّتش او را به خاطر صفات خويش مدح و ستايش كند و به جاى تلاش در تخريب زندگى مادّى او، خود را آماده اعانت و همكارى با او نمايد و ... .

شجاعت و ترس و نمودهای آن در آیات قرآن

شجاعت و ترس چه نمودهای در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد اهمّيّت شجاعت و شهامت و نقش اين فضيلت اخلاقى در سرنوشت معنوى و مادّى انسانها از يك سو، و آثار سوء رذيله ترس و جُبن از سوى ديگر، آشكار مى شود.

تبليغ رسالات الهى مهم ترين وظيفه پيامبران خداست و شرط اصلّى آن خالى بودن از رذيله خوف و ترس است. آیات قرآن نشان مى‏ دهد كه پيامبران از غير خدا نمى ترسيدند و در راه خدا كمترين سستى به خود راه نمى دادند و از جُبن و ترس كه يك رذيله بزرگ اخلاقى است، پاك و مبرّا بودند؛ به همين دليل يك تنه در برابر انبوه دشمنان مى ايستادند و پيروز مى شدند. بى شك اگر رذيله اخلاقى ترس و جُبن بر آنها مسلّط مى شد، هرگز نه قادر به انجام رسالت خويش بودند و نه بر دشمنان پيروز مى شدند.

طبق آيات قرآن، می توان به بركت شجاعت و پايمردى گروه اندك امّا مؤمن، بر لشكر عظيم و سر تا پا مسلّح پيروز شد و انسان مؤمن با اتّكا به خدا كه قدرتش ما فوق همه قدرتهاست، خود را در همه صحنه ها پيروز مى بيند و افراد ضعيف الايمان، با اتّكا به قدرت خود كه به هر حال شكست پذير است، خويش را ناتوان مشاهده مى كنند و به همين دليل ترس و وحشت در صحنه هاى مهمّ زندگى بر آنها چيره مى شود.

جُبن و ترس در روايات اسلامى‏

جُبن و ترس بی مورد چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در احاديث اسلامى نكوهش از اين رذيله اخلاقى بازتاب گسترده اى دارد؛ از جمله: رسول خدا (ص) در سفارشی به على (ع) مى فرمايد: «يَا عَلِيُّ لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ؛ اى على [در كارهايت] با انسان ترسو مشورت مكن چراكه راه برون رفت از مشكلات را بر تو تنگ مى كند». اميرمؤمنان على عليه السّلام در سخنى جامع مى فرمايد: «لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ‏؛ فرمان هاى الهى را بر پا نمى دارد، مگر كسى كه اهل سازش نباشد و در برابر ديگران زبونى نكند و به دنبال طمع ها نرود».

ترس معقول و نامعقول‏

آيا ترس همواره مذموم است؟

بدون شك، ترس از عوامل و اشياى خطرناك، حالتى است كه خداوند در انسان براى حفظ او آفريده است. هنگامى كه حادثه خطرناكى رخ مى دهد، يا موجود خطرناكى به انسان حمله مى كند و خود را قادر بر دفاع نمى بيند، انسان می ترسد و به سرعت از صحنه دور می شود. اين گونه ترس، منطقى و موهبت الهى براى حفظ انسان از خطرات است.

ترس مذموم آن است كه انسان از عواملى بترسد كه در خور ترسيدن نيست. یعنی هر خطر موهومى را جدّى بگيرد و هر دشمن خيالى را مايه وحشت قرار دهد و از همه چيز بترسد و از ورود در هر كارى به احتمال عدم موفقيّت، واهمه داشته باشد. چنين ترسى مايه عقب ماندگى و بدبختى و ناكامى است و مايه شكست و ذلّت و زبونى می گردد.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :

من احب الحسن و الحسين احببته و من احببته احبه الله و ادخله جنات النعيم و من ابعضهما او بغى عليهما ابغضته و من ابغضته ابغضه الله و ادخله جهنم و له عذاب مقيم.

کنز العمال 12/121