گناه 275 مطلب

ارزش سخاوت در آیات قرآن

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

در آیه ۹ سوره حشر سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند. خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد.   در آیات ۸ و ۹ سوره انسان (دهر) سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند. خداوند از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است.   از ديد قرآن «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود.   از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.

سخاوت در منابع حديثی

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در روايات اسلامى تعبيرات بسيار والايى درباره «جود» و «سخا» ديده مى شود كه در نوع خود كم نظير است. برای نمونه چند عنوان از آنها را از نظر می گذرانیم: 1. پیامبر اکرم (ص) مى فرمايند: «السَّخاءُ خُلْقُ اللّهِ الاعْظَمُ؛ سخاوت اخلاق بزرگ الهى است». 2. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «إِنَّ السَّخِيَّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ؛ همانا سخاوتمند نزديك به خدا، نزديك به مردم و نزديك به بهشت است». 3. اميرمؤمنان (ع) مى فرمايند: «غَطُّوا مَعَايِبَكُمْ بِالسَّخَاءِ فَإِنَّهُ سَتْرُ الْعُيُوبِ؛ عيوب خويش را با سخاوت بپوشانيد، زيرا سخاوت پوشاننده عيب ها است». 4. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «مَا اسْتُجْلِبَتِ الْمَحَبَّةُ بِمِثْلِ السَّخَاءِ وَ الرِّفْقِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ؛ هيچ چيزى مانند سخاوت و مدارا كردن و حسن خلق جلب محبت نمى كند». 5. امام صادق (ع) مى فرمايند: «شَابٌّ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ؛ جوان سخاوتمند آلوده به گناه، نزد خدا محبوب تر از پيرمرد عابد بخيل است».

پيامدهاى شهوت پرستى در كلام اميرمؤمنان على (ع)

در كلام اميرمؤمنان على (ع)، چه پیامدهایی بر شهوت پرستى مترتب است؟

درباره پيامدهاى شهوت پرستى و پيروى از هواى نفس تعبيرات دقيق، حساب شده و تكان دهنده اى در احاديث اسلامى ديده مى شود كه در اين بحث تنها به چند مورد از روایات نقل شده از حضرت على عليه السّلام اشاره مى شود: 1. «طاعَةُ الشَّهْوَةِ تُفْسِدُ الدِّينَ؛ فرمانبردارى از شهوات نفسانى، دين انسان را فاسد مى كند». 2. «طَاعَةُ الْهَوَى تُفْسِدُ الْعَقْلَ؛ هواپرستى عقل انسان را فاسد مى كند». 3. «الْجَاهِلُ عَبْدُ شَهْوَتِهِ؛ انسان نادان بنده شهوت خويش است».

عفّت در روايات اسلامى

عفّت چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به مقوله «عفّت» داده شده است و آثار و پیامدهای بسیار مثبت آن برای فرد و اجتماع مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى شود اين است كه اسلام اهتمام فوق العاده ای به مسأله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد، تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت (ع) معرفى مى كند.

به عنوان مثال، امام اميرالمؤمنين (ع) در سخنان گران بهايی می فرمايند: 1. «لَا تَكْمُلُ الْمَكَارِمُ إِلَّا بِالْعَفَافِ وَ الْإِيثَارِ؛ فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». 2. «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا؛ پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستی ها دور نگه مى دارد». 3. «أَهْلُ الْعَفَافِ أَشْرَفُ الْأَشْرَافِ؛ اهل عفّت و پاكدامنى با شرافت ترين اشراف اند».

نگاه قرآن به مقوله ی شهوت رانی

قرآن چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارد؟

در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است. بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.

طبق بيان آيات قرآن کریم: يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است؛ سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است؛ خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند و اينکه بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد.

آثار زيان بار شهوت پرستى

شهوت رانی چه آثار زيان باری دارد؟

در واقع يكى از سرچشمه هاى اصلّى گناه و معصيت و نافرمانى خدا همین شهوت پرستی است. زيرا چشم و گوش انسان را بسته و به مصداق حديث نبوى «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ»، آدمى را كور و كر كرده و قدرت درك واقعيت ها را از او مى گيرد و در چنين حال، زشتى ها در نظر او زيبا و زيبايى ها در نظر او زشت و بى رنگ مى شود. شهوت پرستى، پرده هاى ضخيمى بر عقل و فكر انسان مى اندازد، حق را در نظر او باطل و باطل را در نظر او حق جلوه مى دهد. شهوت پرستى، شخصيت و احترام اجتماعى انسان را در هم مى شكند و او را به ذلّت مى كشاند. زيرا براى كاميابى هاى شهوانى، بايد تمام قيد و بندهاى اجتماعى را شكست و تن به هر پستى داد. زنجير عادت های ناشی از شهوت پرستى آن چنان دست و پاى انسان را مى بندد كه گويا هرگونه حركت و تلاش براى دورى جستن از خواست هاى رذيله، بسيار مشكل مى گردد.

عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

منظور از شهوت رانی و شهوت پرستی؟

منظور از شهوت رانی و شهوت پرستی چيست؟

«شهوت» در لغت داراى مفهوم عامى است كه به هرگونه خواهش نفس و ميل و رغبت به لذّات مادى اطلاق مى شود. گاهى علاقه شديد به يك امر مادى را نيز شهوت مى گويند.  مفهوم شهوت، علاوه بر آن معنای عام، در خصوص «شهوت جنسى» نيز به كار رفته است.

عفّت؛ فضيلت بزرگ اخلاقى

«عفّت» چه جايگاهی در ميان فضائل اخلاقی دارد؟

عفّت فضیلتی است که هر كس داشته باشد، همه چيز دارد و اگر فاقد آن باشد، هيچ چيز نخواهد داشت. اگر يك زن عفّت داشته باشد، تمام عوامل و زمينه هاى گناه نمى تواند او را به گناه بكشاند. از طرف مقابل اگر عفّت در وجود انسان مفقود باشد، او حتّى در كنار بهترين انسانها امكان آلودگى به گناه را دارد.

«عفّت» يكى از فضايل مهم اخلاقى در رشد و پيشرفت و تكامل جوامع انسانى است. اشخاص يا جوامعى كه بهره كافى از عفّت داشته اند، از نيروهاى خداداد خود، بالاترين استفاده را در راه پيشرفت خود و جامعه خويش برده و در سطح بالايى از آرامش و امنيت زيسته اند.

نکوهش شهوت پرستى در روايات اسلامى

روايات اسلامى چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارند؟

مسأله شهوت پرستی در منابع روايى اسلام، مورد توجّه فراوان قرار گرفته است. بيشتر این روایات بيان گر هشدار درباره پيامدهاى خطرناك آن است. اين احاديث تكان دهنده، هر خواننده اى را تحت تأثير عميق قرار داده و روشن مى کند كه آلودگى به «شهوت» - خواه به مفهوم عام و خواه به مفهوم خاص آن - از موانع اصلّى سعادت و كمال انسانها و از اسباب مهم گسترش گناه و جنايت در جامعه بشرى است.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ سَجِيّةُ الأبرار، و شِيمةُ الأخيار

ايثار، خصلت نيکوکاران و خوى نيکان است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22