اسباب توكّل
عمده ترين اسباب توكّل چيست؟
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى، اسباب و سرچشمه هاى متعدّدى دارد. ولى مى توان گفت عمده ترين اسباب توكّل، ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست.
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى، اسباب و سرچشمه هاى متعدّدى دارد. ولى مى توان گفت عمده ترين اسباب توكّل، ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست.
امام علي(ع) در خطبه 91، درباره گستردگی علم خداوند نسبت به عالم هستی سخن گفته است و آگاهی پروردگار را نسبت به جايگاه پرندگان در قلّه بلند كوهها، نغمه مرغان خواننده در آشيانه هاى تاريك، لؤلؤهاي پنهان در دل صدف ها، احساسِ هرگونه حركت، آهنگ هر سخن، جنبش هر لب، جايگاه هر انسان، وزن هر مورچه، ناله هر صاحب اندوه و غم، ناله و فرياد حيوانات وحشى در بيابانها، گناهان بندگان در خلوتگاهها، آمد و شد ماهيان در اقيانوس هاى ژرف و تلاطم امواج آب بر اثر وزش تندبادها و ... خاطر نشان نموده است.
بين صلوات خدا بر پيامبر اكرم(ص) و مومنان دو تفاوت وجود دارد؛ 1- وقتي خدا بر پيامبر(ص) صلوات مي فرستد همه فرشتگان را با خود همراه مي كند؛ اما در تجليل از مؤمنان و صلوات بر آنان، خدا و فرشتگان هر كدام جدا جدا بر مؤمنان درود مي فرستند. 2- خدا درباره پيامبر(ص) نفرمود كه ما بر او صلوات مي فرستيم تا او را از ظلمت ها به نور برسانيم؛ ولي درباره مؤمنان مي فرمايد: «ما و فرشتگان بر مومنان درود مي فرستيم تا آنها را از ظلمت ها به نور خارج سازيم».
قرآن به مومنین مي فرمايد: «خداوند بر شما درود مي فرستد و فرشتگان نيز، تا شما را از ظلمت ها به نور خارج كنند»؛ معلوم مي شود صلوات خدا يعني نوراني كردن و اگر اين فيض قطع شود و خداوند بر كسي درود نفرستد در ظلمت باقي خواهد ماند. وقتي مؤمن از اين راه نوراني شد هم راه خود را مي بيند و هم مي تواند راهبر باشد و به ديگران راه را نشان دهد.
به بیان قرآن، چهره هاى نورانى از آنِ كسانى است كه نور ايمان از درون جانشان به حكم «يوم البروز» بودن قيامت در چهره هايشان نمايان مى شود و به همين دليل غرق رحمت خدا هستند و جاودانه در آن خواهند ماند؛ اما تاريك دلان بى نور، كافران بى ايمان و مجرمان سياه دلى هستند كه ظلمت درونشان به برون شان كشيده شده و اين روسياهان، غرق عذاب الهى خواهند بود و به آنها گفته مى شود: «بچشيد عذاب الهى را به خاطر كفرتان».
«توكّل» مانند ساير فضايل اخلاقى اسباب و سرچشمه هاى متعدّدى دارد كه عمده ترين آنها، ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست. در واقع هنگامى كه انسان به علم اليقين از قدرت و علم خدا با خبر باشد و جهان را صحنه الطاف بيكران الهى ببيند به يقين به او توكّل مى كند، خويش را به او مى سپارد، در كاستى ها و مشكلات به دامان لطف او چنگ مى زند و پيروزى نهايى را پس از به كارگيرى تلاش هاى خود از خدا مى خواهد.
خداوند در توصيف منافقين مي فرمايد: ([به گمان خود] خدا و مؤمنان را فريب مى دهند؛ در حالى كه جز خودشان را فريب نمى دهند؛ ولى نمى فهمند). از سویی منافقان را به كسى تشبيه مى كند كه در ميان انبوه تاريكى، در يك شب ظلمانى گرفتار شده و راه نجاتي ندارد. زيرا آنها نمى توانند ببينند و بشنوند و حتى زبان آنها نيز از كار مى افتد و راهى براي بازگشت ندارند، و شاين همان حجاب نفاق بود كه به آنها اجازه درك حق را نمى داد، با اين كه بارها آزموده بودند كه پیروزی در سايه ايمان و استقامت است و نه به كثرت نفرات.
«ذکر» عاملی برای توجه به خدا می باشد و موجب شرح صدر، نورانیت قلب و محبت الهی می شود. نعمت به وسیله محبت و محبت بر اثر مداومت بر سختی ها بدست می آید. امور مادی مانع انس و محبت خدا می شود و انسان هر گاه نفسش عادت به ذکر کرد مانوس با آن و سپس مطیع خدا می شود و خداوند هم مدح وی می کند. خدا را باید در هر حالی؛ پنهانی و آشکار یاد کرد، در روایات برای دوری از شیطان و برطرف شدن زنگار و ظلمت و قساوت قلب ذکر خدا توصیه شده است. آری ذکر خدا موجب برکت است و باعث می شود خدا هم از او یاد کند.
بر خلاف آنچه بعضى فكر مى كنند، ندانستن هرگز مايه آرامش نيست؛ بلكه بيش از هر چيز وحشتناك و ترس آور و اضطراب انگيز است، چرا که جهل و نادانى همچون ظلمت است و ظلمت همواره هول انگيز بوده است. دانائى هر قدر كم باشد چراغ است و روشنائى و خاصيت نور آرام بخشى است همانطور كه اثر ظلمت وحشت و اضطراب است. و اگر برخی از مردم نادان در يك حالت بى تفاوتى شبيه آرامش بسر مى برند، به این خاطر است که آنها از نادانى خود هم بي خبرند، و به اصطلاح جهل مركب دارند.
معناي صلوات بر پيامبر(ص) اين است كه: «خدايا رحمتت را بر پيامبر و آلش نازل فرما». وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم مي رسد. ائمه(ع) هر مطلبي را كه از خدا مي خواستند قبل يا بعدش صلوات بود و می فرمودند: «خدا در پرتو صلوات، دعاي همراه آن را نيز مستجاب مي كند». نكته ديگر اين كه خدا درباره پيامبر(ص) نفرمود كه ما بر او صلوات مي فرستيم تا او را از ظلمت ها خارج و به نور برسانيم؛ زيرا او خود نور است؛ ولي درباره مؤمنان مي فرمايد تا آنان را از ظلمت ها به نور خارج سازند؛ چون صلوات خدا، همان نوراني كردن است.
عن ابي عمارة المنشد قال:
«ما ذکر الحسين بن علي عند ابي عبدالله عليه السلام في يوم قط فرئي ابو عبدالله عليه السلام متبسما في ذلک اليوم الي الليل»
بحارالانوار، ج 44، ص 280