معنای توکّل
معنای توکّل چیست؟
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
اين بيمارى درونى، مانند بسيارى از بيمارى هاى ديگر، راه هاى درمان دارد: تشخيص درد و تجويز بهترين راه درمان؛ يادآورى پيامدهاى شوم جزع و بى تابى؛ مطالعه آيات و رواياتى كه پيرامون اجر و پاداش صابران وارد شده است؛ مطالعه احوال انبيا و اوليا و بزرگان؛ تلقين و اعتماد به نفس در تحمل سختى ها.
نصرت آن امام همام – چه در زمان غیبت و چه در زمان ظهور – به معنای هر کاری است که موجبات خشنودی ایشان را فراهم کند. یاران آن حضرت کسانی هستند که از بالاترین مراتب ایمان، تقوا، معرفت الهی، معنویت، شهادت طلبی، سـادگـی و بـی پـیـرایـگـی، ساده زیستی، ولایـتـمـداری، اتـحـاد و انـسـجـام و برادری و... برخوردار باشند و او را در مبارزه با ستمگران، مبارزه با انحراف ها، تحریف ها و برداشت های نادرست از دین و عمران و آبادی کشورها و برقراری عدالت یاری می کنند. جمع بندی روایات مربوط به وظایف شیعیان در «دوران غیبت» نشان می دهد که بهترین تفسیربرای «یاری گری امام» در این دوران، «زمینه سازی» برای ظهوراوست. در «دوران ظهور»، یاران امام زمان(عج) مهم ترین نقش را در محقق شدن اهداف قیام آن حضرت ایفا می کنند. ریـشـه کـن شدن ستم و درهم کوبیده شدن پایه های کفر و استکبار و شرک و نفاق در صحنه عـالم، تـحـقـق آرمان حاکمیت توحید و عدالت در جهان، دگرگون شدن حاکمیت و نظام سیاسی جهان، استقرار آیین پیامبر اکرم(ص) در تمامی جهان، برقرار شدن صلح و امنیت جهانی، متحول شدن همه ساختارها و ساز و کارهای اقتصادی جهان، تحول و فراگیری علم و فرهنگ و فن آوری در همه جهان و... همه و همه اهدافی هستند که یاران آن حضرت در دست یابی به آنها نقشی اساسی دارند.
اولا: نمى توان گفت هر ندا و درخواستى عبادت و پرستش است؛ چرا که در قرآن مجيد لفظ «دعوت» در مواردى به كار رفته است كه هرگز نمى توان گفت مقصود از آن عبادت است. نیز دعا در مجموع آيات مورد استناد وهابی ها علیه شیعه، انصراف به «عمل بت پرستان» دارد و ارتباطی با «توسّل» شیعیان ندارد و خود آيات ياد شده گواه روشن هستند كه مقصود از «دعوت» در آنها، مطلق درخواست و طلب حاجت نيست، بلكه «دعوت عبادت و پرستش» است.
ثانیا: زمزمه کردن عباراتی چون «یا رسول الله» و «یا علی» و «یا حسین» و طلب یاری از وجود مقدس ایشان اصطلاحا «توسل» نامیده می شود و توسل امری مشروع است. شخص متوسّل در واقع خواسته خود را از خدای متعال طلب می کند و فقط احترام و جایگاه انبیاء و اولیاء را نزد خدای متعال، واسطه ای برای جریان یافتن کرامات و فیض های الهی قرار می دهد.
ثالثا: مستقلّ در تأثير، تنها ذات پاك خداست و در توسل نیز چیزی جای خدا را نمی گیرد. انسان استغاثه کننده، تنها زمانی عملی مشرکانه و کفر آمیز مرتکب شده است که ایجاد امور را به دست عاملی مستقل از خداوند بداند. اگر کسی بر این باور باشد مشرک یا کافر شده است؛ امّا اگر به تبعی و اکتسابی بودن عمل ولیّ یا پیامبر خدا باور داشته باشد، ایرادی نخواهد داشت.
رابعا: ندا و تخاطب با اولیا و انبیا هیچ اشکالی ندارد؛ زیرا: گاهی از آنها می خواهیم برای ما استغفار کنند، که می توان نمونه هایی را از قرآن مجید در مشروعیت آن یافت. گاهی این ندا و تخاطب در واقع التماس مستقیم از خداوند به احترام این نام هاست. گاهی نیز ما از آنها می خواهیم که حاجت های ما را از خداوند طلب کنند، چون آنها خود اسباب و محل فیض الهی هستند. هیچ کدام از این حالات شائبه شرک ندارند.
اولا: نذر براى غير خدا دو صورت دارد: 1. نذر كردن براى بندگان خدا به نيّت تقرّب و جلب رضايت آنان «بدون توجه به خشنودى و يا خرسندى خدا»؛ چنين رفتارى، نوعى شرك و به منزله بت پرستى و باطل است. 2. نذر عملى خدا پسندانه «به خاطر تقرب به خدا و جلب رضايت او» و «هديه ثواب آن به يكى از اولياء الهى» است؛ چنین نذری بدون شک كارى پسنديده است.
ثانیا: به نظر علماى اهل سنّت نیز اگر قصد نذركننده خود ميت و تقرّب به او از اين راه باشد جايز نيست، ولى اگر قصد او خداى متعال است و نيتش آن است كه زنده ها از آن به نحوى بهره ببرند و در ضمن ثواب آن براى كسى باشد كه براى او نذر شده، در اين صورت وفاى به نذر واجب است و اين عمل از نوع هداياى زنده ها بر مردگان است كه مشروع است.
ثالثا: نذر برای بزرگ داشت امام حسین(ع) از دو جهت مطلوب خداوند متعال می باشد: 1- سفارش خداوند به بزرگداشت فضائل اولیاء الله. 2- دستور خداوند مبنی بر توسل به اولیاء الله.
خداوند قدرت بخشش مستقیم را دارد؛ امّا خود برای ایجاد امید و شایستگی بیشتر در شفاعت شونده جهت توبه و نیز برای ترفیع مقام توبه کننده و هر بنده ای شفاعت را جعل فرموده است. شفاعت در شکل صحیح که مد نظر قرآن و روایات می باشد، در عرض توبه نیست تا با وجود یکی، توجیهی برای عملکرد دیگری وجود نداشته باشد. بلکه شفاعت از طرف خود خداوند متعال به عنوان یکی از راه های توبه معرفی شده است تا شفاعت شونده امید بیشتری به بخشش خداوند پیدا کند. در واقع شفاعت بر محور دگرگونى موضع «شفاعت شونده» دور مى زند؛ يعنى شخص شفاعت شونده به کمک شفیع خود را در وضع مطلوبى قرار دهد كه شايسته و مستحق بخشودگى گردد و در مسیر کمال قرار گیرد. ضمن اینکه طبق برخی روایات شفاعت برای همه انسانها، اعم از گناه کار و نیکوکار مفید است و می تواند باعث افزایش مقام و عامل مؤثری در کمال باشد.
بر فرض که این کار به حکم اوّلى مکروه باشد، در مورد قبور انبیاء و اولیاء(ع)، عنوان ثانویه اى وجود دارد. «شعائر خدا» چیز هایى است که موجب توجه و تقرّب انسان به خدا مى شود و مظهرى از مظاهر الهی است. انبیاء، اولیاء، صلحا و شهدا از مصادیق شعائر الله هستند و همان طور که در حال حیات احترامشان واجب بود، پس از مرگ نیز قبورشان باید مورد احترام باشد. تعظیم این قبور به هر وسیله از جمله ساخت بنا و ترمیم قبور آنها و ساختن صحن و سرا و مسجد در اطراف آنها، امرى راجح و پسندیده و بلکه لازم و ضرورى است.
اهل کتاب، به خصوص یهود به شفاعت مطلق و بى قید در مورد شفاعت شوندگان اعتقاد داشتند و مى گفتند در قیامت، مطیع و گنهکار، به شفاعت پیامبران و اولیاء به بهشت مى روند. این عقیده از باورهاى نادرستى همچون: ملّت برگزیده دانستن خود یا اعتقاد به عذاب محدود و چند روزه و... ناشی شده بود. با بررسى روایات شیعه و سنی درباره شفاعت، روشن مى شود که یکى از مفاهیم اصیل در قرآن و روایات، شفاعتِ محدود و مأذون است.
«وحى» در معانى زيادى به كار رفته است. ولى اصل وحى به معناى اشاره سريع است و به همين جهت به كارهاى سريع «وحى» گفته مى شود، همچنین به سخنان رمزى و آميخته با كنايه كه با سرعت رد و بدل مى گردد نيز اطلاق مى گردد؛ كه گاه با اشاره و گاه با كتابت حاصل مى شود. سپس به معارف الهيّه كه به انبياء و اولياء القا مى گردد «وحى» اطلاق شده است.
علماى اخلاق براى جهاد با نفس امورى را بيان كرده اند كه التزام به آنها لازم است؛ یکی از آنها «مشارطه» است. مشارطه یعنی عقل انسان با نفس او شرط می کند که مواظب سرمایه عمر باشد و در بازار دنیا طوری معامله کند که به سود مفید که همان بهشت و همنشینی با پیامبران و اولیاء است برسد. آری انسان باید در هر روز یا بعد از هر نماز با نفسش شرط کند که او عمرش را ضایع نکند و به اعضاء بدنش بگوید که گناه نکنند و سرمایه اش را از دست ندهند.
قال ابي عبدالله (عليه السلام)
لا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَةُ.
تا زمانى که کعبه استوار و پابرجاست، دين نيز پايدار خواهد بود.
کافى: 4/271/4