اسباب توكّل
عمده ترين اسباب توكّل چيست؟
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى، اسباب و سرچشمه هاى متعدّدى دارد. ولى مى توان گفت عمده ترين اسباب توكّل، ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست.
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى، اسباب و سرچشمه هاى متعدّدى دارد. ولى مى توان گفت عمده ترين اسباب توكّل، ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست.
در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به مقوله «عفّت» داده شده است و آثار و پیامدهای بسیار مثبت آن برای فرد و اجتماع مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى شود اين است كه اسلام اهتمام فوق العاده ای به مسأله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد، تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت (ع) معرفى مى كند.
به عنوان مثال، امام اميرالمؤمنين (ع) در سخنان گران بهايی می فرمايند: 1. «لَا تَكْمُلُ الْمَكَارِمُ إِلَّا بِالْعَفَافِ وَ الْإِيثَارِ؛ فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». 2. «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا؛ پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستی ها دور نگه مى دارد». 3. «أَهْلُ الْعَفَافِ أَشْرَفُ الْأَشْرَافِ؛ اهل عفّت و پاكدامنى با شرافت ترين اشراف اند».
عثمان بن مظعون مى گويد: من در آغاز، اسلام را به صورت ظاهرى پذيرفته بودم. تا اين كه روزى که در خدمت پیامبر بودم، این آیه بر پیامبر نازل شد: «إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِى الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». هنگامى كه پيامبر(ص) اين آيه را تا به آخر براى من خواند محتواى عالى آن بر دل من چنان اثر گذاشت كه در همان ساعت، اسلام در اعماق جان من فرو نشست.
امام علی(ع) در شرح خدمات خود به امّت اسلامي مي فرمايد: «آيا من به ثقل اكبر [قرآن] در ميان شما عمل نكردم؟! آيا من در ميان شما ثقل اصغر [اهل بيت(ع)] را باقى نگذاردم؟ من پرچم ايمان را در ميان شما نصب كردم و پايه هاى آن را محكم نمودم. شما را به حدود حلال و حرام آگاه ساختم [و مرزهاى آن را مشخص نمودم]. جامه عافيت را با عدلِ خود بر شما پوشاندم و بساط كارهاى نيك را با سخن و عمل خود در ميان شما گستردم و فضايل اخلاقى را از سوى خود، به شما نشان دادم».
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556