حیات 39 مطلب

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

ذاتی که اتّکا و توکّل بر او مستقر می گردد، باید دارای این ویژگی ها باشد: نخست اينكه زنده باشد؛ دوّم اينكه حياتش جاودانى باشد؛ سوّم اينكه علم و آگاهی او همه چيز را در برگيرد؛ چهارم اينكه قدرت بر همه چيز داشته باشد؛ پنجم اينكه حاكميت و تدبير و اداره همه امور در كف با كفايت او باشد. مى دانيم اين صفات تنها در ذات پاك خدا جمع است.

چرا به هنگام دعا دست به آسمان بر مى‏ داريم؟

چرا به هنگام دعا دست به آسمان بر مى‏ داريم؟

مطابق برخی روايات، چون غالب ارزاق انسانها از آسمان است، آسمان به عنوان معدنى از بركات و ارزاق الهى معرفى شده، و به هنگام دعا به آن توجّه مى‏ شود. چراکه باران زنده كننده زمين‏ هاى مرده از آسمان مى‏ بارد، نور آفتاب كه منبع حيات و زندگى است از سوى آسمان مى‏ تابد و هوا سومين عامل مهم حيات در آسمان است.

از بعضى از روايات، فلسفه ديگرى براى اين كار استفاده مى‏ شود، و آن اظهار خضوع و تذلل در پيشگاه خدا است؛ چراكه انسان به هنگام اظهار خضوع، يا تسليم، در مقابل شخص يا چيزى، دست ‏هاى خود را بلند مى‏ كند.

«فلسفه بعثت» در روايات اسلامی؟

«فلسفه بعثت» در روايات اسلامی چگونه تبیین شده است؟

در روايات اسلامی، پذيرش دعوت انبياء باعث پيروزى، سربلندى، آزادگى و حيات رضايت بخش در دنيا و آخرت معرفي شده است. تكميل و ترویج اخلاق حسنه نيز یکی از اهداف انبياء است. امام صادق(ع) در مورد فلسفه بعثت انبياء فرمود: «[پیامبران سفیران خداوند در میان انسانها هستند] و آنها را به آنچه مصالح و منافع شان در آن است و مايه بقاى آنها و ترك آن مايه فناى آنها مى شود رهنمون مى شوند». امام علی(ع) در نهج البلاغه بعثت پیامبر(ص) را برای آزادی انسانها از طوق بردگی و رهایی از اطاعت و عبادت مخلوقات معرفی می نمایند.

شاخصه های «اعجاز علمی» قرآن

«اعجاز علمی» قرآن با چه موارد و مصادیقی قابل اثبات است؟

«اعجاز علمى قرآن» مربوط به اشاراتى است كه از گوشه هاى سخن خداوند آشکار شده و هدف اصلى نبوده؛ زيرا قرآن كتاب هدايت است و هدف اصلى آن جهت بخشيدن به زندگى انسان و آموختن راه سعادت است. اما برخی، قرآن را علاوه بر يك كتاب تشريعى، كتاب علمى نيز می دانند، و نکته دیگر اینکه، آيا قرآن در هنگام تحدّي، به این اشارات علمی نیز نظر داشته است؟ برخى معتقدند، اين گونه اشارات علمى دليل بر اعجاز می باشد؛ زیرا چنين سخنی در آن روزگار، جز از پروردگار جهان امكان صدور نداشته، لذا مسئله اعجاز علمى قرآن مطرح گرديده است!

وضعیّت حیات برزخی انسانها از نگاه منابع دینی اسلام؟

با توجه به اینکه از برخی آیات و روایات استفاده می شود، اموات در عالم بزرخ، در حالتی شبیه به خواب هستند و هیچ اطلاعی از اتفاقات برزخ و همچنین اطلاعی از عالم دنیا و احوالات اقوام و نزدیکان خود پیدا نمی کنند، چرا در برخی دیگر از آیات و روایات به زندگی و حیات اموات اشاره شده است؛ به شکلی که حالت خواب آنها، نقض می شود؟!

برخی از آیات و احادیث نشان از حیات و هوشیاری ارواح مؤمنان و کافران محض دارند ولی روایات دیگری مربوط به سؤال قبر وجود دارد که مردگانی که خارج از دایره «ایمان محض» یا «کفر محض» هستند، تا روز قیامت در حالتی شبیه به «خواب» روزگار می گذرانند؛ از اخبار متعددى كه در زمينه سؤال قبر وارد شده استفاده مى شود كه در قبر از دو گروه سؤال مى شود. گروهى كه ايمانى خالص دارند و گروهى كه صاحب كفر خالصند اما افراد مستضعفى كه در ميان اين دو قرار گرفته اند، حداقل در این مرحله مورد سؤال قرار نمی گیرند.
امّا مقصود از افراد «مستضعف» افرادی هستند که در مرز بین کفر و ایمان هستند. افرادی که در اثر دور ماندن از فضای ایمان و اسلام یا مرز اصلی برای تشخیص مذهب حق، شناخت لازم جهت هدایت شدن را کسب نکرده و به همان عقیده گذشته خود باقی مانده اند. این افراد گر چه مؤمن به دین اسلام یا مذهب راستین نبوده اند اما به جهت عدم اتمام حجت بر آن ها تا زمان تمام شدن حجت خداوند بر آن ها مورد مؤاخذه قرار نمی گیرند و سؤال قبر ندارند.
منظور از «مؤمن خالص» در روایات سؤال قبر، کسی است که به دین اسلام ایمان داشته و اگر چه در «عمل» مؤمنی متوسط الحال بوده ولی اصل ایمان او خالص و پذیرفته شده می باشد و بنابراین مشمول کسانی که «در قبر کسی متعرض سؤال از آنها نمی شود» نمی گردند.
حتی درباره افراد مستضعف هم می گوییم که به هیچ وجه مفهوم احادیث سؤال قبر این نیست که آنها برزخ ندارند بلکه فقط موضوع «سؤال قبر» از آنها منتفی شده است و شاید به روز قیامت موکول شده باشد. اتفاقا از روایات فشار قبر استفاده مى شود که رنج در قبر عمومیت دارد و همه به آن گرفتار مى شوند. رنج وقتی معنی پیدا می کند که ما شعور را برای مرده پذیرفته باسیم.

حقّ انتخاب برای موجودات در نوع و اصناف خلقت

آیا شایسته نبود به جای خلقت اجباری، موجودات در انتخاب «نوع و اصناف خلقت» دارای اختیار می بودند؟

چنین فرضی تناقض آمیز است زیرا مستلزم این است که مخلوق قبل از اینکه آفریده شود، به نحوی وجود داشته باشد و درباره نوع آفرینش خود تصمیم بگیرد. یعنی مخلوق در حالی که هنوز معدوم است، موجود نیز باشد! چنین فرض، متناقض و محال است. ضمن اینکه آن موجودی که طبق فرض «به نحوی از انحاء وجود یافته» تا تکلیف آفرینش خود و نوع آن را مشخص کند، به صورت جبری آفریده شده است و هویتی دارد که با اختیار شکل نگرفته است.
بر فرضی که فرض بالا را پذیرفته باشیم، درکِ درست و دقیق مصالح و مفاسد انتخاب ها برای بشر نتیجه تجربه مستقیم حیات است و آحاد نوع بشر به عنوان موجوداتی غیرازلی و بی تجربه - هر چند عاقل - هیچ بصیرت و پیش بینی راجع به حیات و مصالح آن ندارند، تا بخواهند حق انتخاب شان را در قبال آن اعمال کنند. این تصمیم گیری برای پدیده های فاقد عقل یعنی جمادات، گیاهان و حیوانات اصلا معنی ندارد.
نیز این فرض که خدا ابتدا مخلوقات بی هویتی را خلق کند و اطلاعات لازم را راجع به مصالح امور در اختیارشان قرار دهد تا خود هویت شان را برگزینند، خالی از اشکال نیست و منجر به این می شود که به خاطر بهره مند بودن نوع انسان از امتیاز و کمال، هیچ موجودی جامد بودن و گیاه یا حیوان بودن را نمی پذیرند و همه آن موجودات بی هویت، انسان بودن را برمی گزیدند. چرا که با توجّه به وضعیّت کامل تر انسان، در آمدن در قالب جمادات یا نباتات و یا حیوانات، غیرمنطقی است؛ چون «ترجیح مرجوح بر ارجح» است.
از آن گذشته انسانها با همه اطلاعاتی که در اختیارشان گذاشته شود باز به خاطر ابعاد مختلف و متضاد نفسانی و ذاتی و گرایشات متنوع، در نوعی حیرت یا انتخاب غیر حکیمانه گرفتار خواهند شد، چنان که بشر به اصطلاح پست مدرن و عقل کل امروزی از زن یا مرد بودن یا حتی از انسان بودن خویش می گریزد و تغییر جنسیت می دهد یا دوست دارد سگ باشد و در بیشتر موارد از انتخاب هایش پشیمان می شود.

نقش «کوه» و «چشمه» در حیات

امام علي(علیه السلام) درباره نقش «کوه» و «چشمه» در آماده شدن زمین برای زندگی و حیات چه فرموده است؟

امام علي(ع) درباره نقش «کوه» و «چشمه» در زندگي موجودات مي فرمايد: «هنگامى كه هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست و زمين كوه هاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل كرد، چشمه هاى آب را از بينى كوه ها جارى ساخت و آن را در دشت هاى گسترده و گودال ها پراكنده و جارى نمود، حركات زمين را با صخره هاى عظيم و قلّه هاى بلند و محكم كوهها تعديل نمود، و بدين ترتيب حركات زمين به جهت نفوذ كوهها در سطح آن و فرو رفتن ريشه هاى آن در اعماق زمين از لرزش افتاد، و خداوند ميان زمين و جوّ فاصله افكند و نسيم هوا را براى ساكنان زمين آماده ساخت و تمام وسايل زندگى را براى اهل آن فراهم نمود».

نقش «کوه ها» در زندگي انسان

«کوه ها» چه نقشی در زندگي انسان ها دارند؟

پیدایش «کوهها» نقش مؤثّرى در حیات انسانها دارد؛ زیرا كوهها عامل موثّرى براى پیشگیرى از لرزش زمین بر اثر فشار درونى، عامل مؤثّرى براى پیشگیرى از ناآرامى زمین بر اثر فشار بیرونى، پناهگاهى در مقابل طوفان ها، وسیله اى براى متوقّف ساختن ابرها و نزول بارانها، عاملى براى ذخیره کردن آبها، محلى براى ذخیره آب هاى درونى، مانع برخورد شدید هوا بر قشر جامد زمین، فراهم ساختن محیط براى پرورش انواع مختلف گیاهان و محصولات، مرکز معادن عظیم و تأمين كننده بخش مهمّى از مصالح ساختمانى بناهاى مهم و محکم و ... هستند.

روند تشكيل «باران» و نزول آن از زبان امام علي(ع)

در کلام امام علي(علیه السلام) روند تشكيل و نزول «باران» چگونه شرح داده شده است؟

امام علي(ع) درباره روند ريزش باران مي فرمايد: «خداوند هيچ يك از بلندى هاى زمين را كه آب چشمه ها به نقاط مرتفع آن نمى رسد و جدول هاى نهرها به آن راه ندارد، به حال خود وا نگذاشت؛ بلكه [براى آبيارى آنها] ابرهايى آفريد تا قسمت هاى مرده آن را زنده كند و گياهان آن را بروياند، و قطعات درخشنده و پراكنده و جداى ابرها را به هم پيوند زد، تا درياهايى از آب كه در ابرها نهفته بود، سخت به حركت درآيد و برق در اطرافش بدرخشد و از درخشندگى آن در ابرهاى سفيدِ كوه پيكر و متراكم، چيزى كاسته نشود؛ در حالى كه به زمين نزديك شده بود در اين هنگام، بادِ جنوب، باران را به شدّت بر زمين فرو ريخت».

جامع ترين هدف «بعثت» از منظر قرآن؟

جامع ترين هدفی كه برای «بعثت» انبياء در قرآن بيان شده، چه می باشد؟

جامع ترين تعبيرى كه درباره دعوت پيامبر(ص) و دعوت همه انبياء آمده مربوط به آيه 52 سوره «ابراهيم(ع)» است كه می فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را زنده مى كند!». اين تعبير كوتاه، هدف بعثت را زندگى و حيات در تمام ابعادش بر مى شمارد؛ حيات مادّى، حيات معنوى، حيات فرهنگى، حيات اقتصادى، حيات سياسى و حيات اخلاقى و اجتماعى.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :

حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسينا .

حسين از من و من از حسينم ؛ دوستدار حسين محبوب خداست .

سنن ترمذى 2/307 و کنزالعمال 6/221