توکّل 4 مطلب

آیات قرآن مجید و ترسیم جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی

قرآن مجید چه ترسیمی از جایگاه فضیلت «توکّل» در زندگی پیامبران الهی دارد؟

انبياء معمولا از ميان اقوامى قيام مى كردند كه علاوه بر انحرافات فكرى و عقيدتى، آلوده به انواع مفاسد اخلاقى بودند. لذا هنگامى كه آنها بر ضدّ اين عقائد خرافى و آن مفاسد اخلاقى قيام مى كردند، علیه آنها شورش پدید می آمد و گاهى در ميان يك ملّت تنها می شدند. در چنين شرايطى آنچه به آنها توان و نيرو براى پيشبرد اهداف شان مى داد، چیزی جز «توکّل» نبود.

بررسى آيات قرآنى در اين زمينه نشان مى دهد كه انبیای الهی هميشه در پناه سپر توکّل بودند.

«توكّل» در احاديث اسلامى‏

توكّل در روايات اسلامى چه جايگاهی دارد؟

در روايات اسلامى اهمّيّت فوق العاده اى به اين ارزش اخلاقى داده شده، تا آنجا كه آثار و بركاتى براى آن بيان گرديده كه براى كمتر صفتى مى توان يافت؛ برای نمونه، نگاهی به برخی از این روایات می کنیم: 1. رسول خدا (ص) می فرمايد: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ كسى كه دوست دارد قوى ترين مردم باشد بر خدا توكّل كند». 2. اميرمؤمنان (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّه،ِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعَابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الْأَسْبَابُ؛ كسى كه بر خدا توكّل كند، مشكلات در برابر او خاضع و اسباب براى او سهل و آسان مى گردد». 3. باقر (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ، لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَمُ؛ هر كسى كه توكّل بر خدا كند، مغلوب نمى شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند، شكست نمى خورد».

منشا انحراف عالمان و حاکمان بدعت گذار

علت بدبختی عالمان و حاکمان هواپرست و بدعت گذار چیست؟

امام علی(ع) در توصیف حاکم و عالم هواپرست می فرماید: «او کسى است که خداوند وى را به حال خود واگذارده است!». در واقع این فرد از راه راست منحرف گردیده.... لذا از دعوت به گمراهی خوشحال می شود و هم خودش از طریق هدایت پیشینیان (پیامبران و اوصیاء) گمراه شده و هم گمراه کننده کسانى است که در زندگى او یا پس از مرگش به او اقتدا مى کنند؛ او بار گناهان کسانى را که گمراه ساخته به دوش مى کشد و همواره در گرو گناهان خویش است.

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

ذاتی که اتّکا و توکّل بر او مستقر می گردد، باید دارای این ویژگی ها باشد: نخست اينكه زنده باشد؛ دوّم اينكه حياتش جاودانى باشد؛ سوّم اينكه علم و آگاهی او همه چيز را در برگيرد؛ چهارم اينكه قدرت بر همه چيز داشته باشد؛ پنجم اينكه حاكميت و تدبير و اداره همه امور در كف با كفايت او باشد. مى دانيم اين صفات تنها در ذات پاك خدا جمع است.

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

کَفى بالإيثارِ مَکْرُمَةً

براى بزرگوارى، ايثار بس است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22