آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

آثار اجتماعی حسد در روایات اسلامی

حسد از ديد روايات اسلامی چه آثار زيانبار اجتماعی دارد؟

از منظر روايات اسلامی برخی آثار سوء اجتماعی حسد از اين قرار است: 1. حسود تمام يا بيشتر نيروهاى بدنى و فكرى خود را كه بايد در راه پيشبرد اهداف اجتماعى به كار ببَرد، در مسير نابودى و ويرانى صرف مى كند. 2. شخص حسود، دوستان خود را از دست مى دهد. 3. پیامد گسست در پیوندهای اجتماعی آن است که شخص حسود هرگز نمى تواند به مديريّت و مقام بالايى در جامعه نايل شود.

آثار «حسد» و راه مقابله با آن

حسد چه عواقبی را بدنبال دارد؟

کمتر صفتى مانند «حسد» در طول تاریخ سبب حوادث دردناک و مشکلات عظیم در جوامع بشرى شده است. نخستین خونى که در جهان بشریت ریخته شد، خون هابیل بود که صرفاً به خاطر حسد بود. بسیارى از حوادث دردناک صدر اسلام، مخصوصاً حوادث عصر خلافت امیرمؤمنان على(ع) نیز ناشى از حسادت حسودان بود که در خطبه 33 نهج البلاغه، به آن اشاره شده است. به همین جهت است که در روایات، حسد منشأ فساد جامعه شمرده شده است.

نقش «شجاعت» و «قاطعيت» در موفقيت مديران

«شجاعت» و «قاطعيت» چه نقشي در موفقيت مديران دارد؟

«شجاعت» از يك نظر اولين خصلت لازم براى احراز مديريت است؛ زيرا مدير وظايفي دارد كه انجام صحيح آنها بدون بهره گيرى از اين وصف ممكن نيست مثل شجاعت درتصميم گيرى های مهم، مقابله با حوادث غير منتظره، اعتراف به خطاها و جبران آنها، انجام كارهاى مهم و مسؤوليتهاى سنگين و نترسيدن از قدرتها و ... خلاصه اینکه مدیران در هر گام به اين صفت نياز دارند؛ لذا حتی مدير آگاه و پر تجربه و با سابقه و امين اما فاقد شهامت لازم هرگز نمى توانند مدير خوبى باشد.

راه علاج «غرب زدگی» در جوامع اسلامی؟!

چگونه می توان بیماری مزمن «غرب زدگی» را در جوامع اسلامی درمان نمود؟

نخستین راهکار برای درمان این مرض که مانند خوره به جان امت اسلامی افتاده مسلّح کردن جامعه به عقیده راسخ و مبادی صحیح اسلامی به عنوان یک مدرسه فکری و ارتباط دادن آنان با قرآن و سنت، به عنوان دو منبعی که افراد را به کمال انسانی دعوت کرده، می باشد. و پس از آن بالا بردن اعتماد به نفس مردم و دعوت آنان به تکیه بر قوای داخلی، و آشنا ساختن مردم به حقیقت غرب و مفاسد غرب زدگی و خودباختگی، و به کارگیری وسایل اطلاع رسانی در رد شبهاتی که چهره اسلام را در اذهان مشوه جلوه داده است، در این امر موثر است.

درمان جَزَع و ناشكيبايى‏

درمان جَزَع و ناشكيبايى چيست؟

اين بيمارى درونى، مانند بسيارى از بيمارى هاى ديگر، راه هاى درمان دارد:  تشخيص درد و تجويز بهترين راه درمان؛ يادآورى پيامدهاى شوم جزع و بى تابى؛ مطالعه آيات و رواياتى كه پيرامون اجر و پاداش صابران وارد شده است؛ مطالعه احوال انبيا و اوليا و بزرگان؛ تلقين و اعتماد به نفس در تحمل سختى ها.

عوامل پیروزی مسلمانان در جنگ أحزاب؟

اقدامات نظامى و سیاسى پیامبر(ص) در جنگ احزاب (خندق) چه بود؟

عوامل پیروزى مسلمانان در میدان احزاب، علاوه بر تأیید الهى، مجموعه اى از روش هاى نظامى، سیاسى و اعتقادى که پیامبر(ص) به کار بستند، بود که عبارتند از: 1ـ حفر خندق. 2 ـ مواضع حساب شده لشکر اسلام، و تاکتیک هاى نظامى مناسب. 3 ـ کشته شدن «عمرو بن عبدود» به دست امیرالمومنین(ع). 4 ـ ایمان به پروردگار و توکل بر ذات پاک او. 5 ـ روش پیامبر(ص) و روح بزرگ و اعتماد به نفس ایشان. 6 ـ استفاده از عوامل نفوذی مانند «نعیم بن مسعود»، که قبیله اش از اسلام او بی خبر بودند.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

عن ابي عمارة المنشد قال:

«ما ذکر الحسين بن علي عند ابي عبدالله عليه السلام في يوم قط فرئي ابو عبدالله عليه السلام متبسما في ذلک اليوم الي الليل‏»

بحارالانوار، ج 44، ص 280