سعادت 140 مطلب

آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

نکوهش بُخل در آیات قرآن

آيات قرآن، چه نگاهی نسبت به صفت «بخل» دارند؟

نكوهش «بُخل» به طور گسترده در آيات و روايات اسلامى به چشم مى خورد. آيات قرآن بيانگر عواقب دردناك بُخل و انحصارطلبى است و نشان می دهد كه این رذیله اخلاقی حتى در دنياى مادى نيز كارساز نيست. آيات قرآن نمونه هايى از كارهاى بخيلان و سرنوشت شوم آنها و آثار و پيامدهاى «بُخل» را در زندگى مادى و معنوى مشخص مى كند و از «بُخل» به عنوان يك رذيله مهم اخلاقى نام مى برد. رذيله اى كه با «فلاح» و رستگارى و سعادت انسان ها هرگز سازگار نيست. از ديد قرآن بخیل به مرور در صف منافقان قرار می گيرد. همچنين از ديد قرآن بخل از کفر نشأت می گيرد.

شجاعت و ترس و نمودهای آن در آیات قرآن

شجاعت و ترس چه نمودهای در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد اهمّيّت شجاعت و شهامت و نقش اين فضيلت اخلاقى در سرنوشت معنوى و مادّى انسانها از يك سو، و آثار سوء رذيله ترس و جُبن از سوى ديگر، آشكار مى شود.

تبليغ رسالات الهى مهم ترين وظيفه پيامبران خداست و شرط اصلّى آن خالى بودن از رذيله خوف و ترس است. آیات قرآن نشان مى‏ دهد كه پيامبران از غير خدا نمى ترسيدند و در راه خدا كمترين سستى به خود راه نمى دادند و از جُبن و ترس كه يك رذيله بزرگ اخلاقى است، پاك و مبرّا بودند؛ به همين دليل يك تنه در برابر انبوه دشمنان مى ايستادند و پيروز مى شدند. بى شك اگر رذيله اخلاقى ترس و جُبن بر آنها مسلّط مى شد، هرگز نه قادر به انجام رسالت خويش بودند و نه بر دشمنان پيروز مى شدند.

طبق آيات قرآن، می توان به بركت شجاعت و پايمردى گروه اندك امّا مؤمن، بر لشكر عظيم و سر تا پا مسلّح پيروز شد و انسان مؤمن با اتّكا به خدا كه قدرتش ما فوق همه قدرتهاست، خود را در همه صحنه ها پيروز مى بيند و افراد ضعيف الايمان، با اتّكا به قدرت خود كه به هر حال شكست پذير است، خويش را ناتوان مشاهده مى كنند و به همين دليل ترس و وحشت در صحنه هاى مهمّ زندگى بر آنها چيره مى شود.

نکوهش شهوت پرستى در روايات اسلامى

روايات اسلامى چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارند؟

مسأله شهوت پرستی در منابع روايى اسلام، مورد توجّه فراوان قرار گرفته است. بيشتر این روایات بيان گر هشدار درباره پيامدهاى خطرناك آن است. اين احاديث تكان دهنده، هر خواننده اى را تحت تأثير عميق قرار داده و روشن مى کند كه آلودگى به «شهوت» - خواه به مفهوم عام و خواه به مفهوم خاص آن - از موانع اصلّى سعادت و كمال انسانها و از اسباب مهم گسترش گناه و جنايت در جامعه بشرى است.

پيامدهاى شهوت پرستى در كلام اميرمؤمنان على (ع)

در كلام اميرمؤمنان على (ع)، چه پیامدهایی بر شهوت پرستى مترتب است؟

درباره پيامدهاى شهوت پرستى و پيروى از هواى نفس تعبيرات دقيق، حساب شده و تكان دهنده اى در احاديث اسلامى ديده مى شود كه در اين بحث تنها به چند مورد از روایات نقل شده از حضرت على عليه السّلام اشاره مى شود: 1. «طاعَةُ الشَّهْوَةِ تُفْسِدُ الدِّينَ؛ فرمانبردارى از شهوات نفسانى، دين انسان را فاسد مى كند». 2. «طَاعَةُ الْهَوَى تُفْسِدُ الْعَقْلَ؛ هواپرستى عقل انسان را فاسد مى كند». 3. «الْجَاهِلُ عَبْدُ شَهْوَتِهِ؛ انسان نادان بنده شهوت خويش است».

ارزش سخاوت در آیات قرآن

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

در آیه ۹ سوره حشر سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند. خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد.   در آیات ۸ و ۹ سوره انسان (دهر) سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند. خداوند از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است.   از ديد قرآن «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود.   از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.

حسد و نُصح؛ مروری کوتاه بر معنا و ماهیّت

حسد و نُصح چه معنا و ماهیّتی دارند؟

«حسد» به معناى ناراحت شدن از نعمت هايى است كه خداوند نصيب ديگران كرده. شخص حسود آرزوى زوال آن نعمت ها را دارد و حتّى در این راه ممکن است كوشش کند. در واقع مى توان گفت حسد يكى از ريشه هاى اصلّى تمام بدى هاست و از دام هاى بسيار خطرناك شيطان است. در روايات اسلامى، حسد در کنار «حرص» و «تکبّر» يكى از اصول سه گانه «كفر» شمرده شده است؛ چراکه شخص «حسود» در واقع معترض به حكمت الهى است.

نقطه مقابل حسد، «نُصح» و خيرخواهى است. به اين معنا كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى آنها گردد. به تعبيرى ديگر «خيرخواهى» اين است كه انسان از نعمت هايى كه نصيب ديگرى مى شود، لذّت ببرد و سعادت خود را در سعادت ديگران بداند و منافع ديگران را با منافع خود به يك چشم بنگرد.

مثال هايی از آثار مخرّب حسد در آیات قرآن

حسد از ديدگاه قرآن چه آثار مخرّبی دارد؟

از برخی آيات قرآن، اين آثار فوق العاده زيانبار حسد در زندگى فردى و اجتماعى روشن مى شود: حسد دست برادر را به خون برادر آغشته مى‏ كند؛ انسان را از مشاهده حقّ باز مى دارد؛ فضاى جامعه را تيره و تار مى كند؛ رشته هاى محبّت را پاره مى نمايد؛ جهنّم سوزانى در دنيا براى كسانى كه به آن آلوده هستند، به وجود مى آورد.

به عنوان مثال در سوره مائده سخن از داستان فرزندان آدم است كه يكى بر ديگرى حسد برد و سرانجام دستش به خون برادر آغشته شد و نخستين قتل و جنايت در روى زمين صورت گرفت و سرآغازى براى جنايت هاى ديگر شد. در سوره یوسف نيز حسد آن قدر قوى و هولناك است كه برادران يوسف را وادار به كشتن برادر مى كند و سبب گناهان زياد ديگرى می شود؛ از جمله گفتن دروغ هاى مختلف براى كتمان جنايت خود و نسبت دادن پدر (حضرت یعقوب) به ضلالت و گمراهى و ... .

معنای نُصح و جايگاه آن در اخلاق دينی؟

نُصح چيست و چه جايگاهی در اخلاق دينی دارد؟

«نُصح» نقطه مقابل حسد است. نصح و نصيحت هر كار و هر سخنى است كه در آن مصلحت ديگرى باشد. به اين معنا كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى آنها گردد. اين واژه در اصل به معناى «خلوص و اخلاص» است. از آنجا كه شخص خيرخواه، از روى خلوص و اخلاص در «اصلاح» كار ديگران مى كوشد، واژه نُصح و نصيحت درباره او به كار مى رود. اين يكى از فضايل معروف است كه در آيات قرآن و روايات اسلامى به آن اشاره شده است.

تکبّر و استکبار در قرآن

قرآن چه نگاهی به تکبّر و استکبار دارد؟

آيات قرآن مجيد مملوّ است از بيان مفاسد استكبار و بدبختى هاى ناشى از تكبّر و مشكلاتى كه در طول تاريخ بشر از اين صفت مذموم در جوامع انسانى به وجود آمده. قرآن مجيد «تكبّر و استكبار» را از زشت ترين صفات و بدترين اعمال و نكوهيده ترين خصلت هاى انسانى مى شمرد. صفتى كه مى تواند سرچشمه انواع گناهان و حتّى سرچشمه كفر گردد و آنها كه در اين خصلت زشت غوطه ور گردند، هرگز روى سعادت را نخواهند ديد و راه به سوى قرب خدا پيدا نمى كنند. بنابراين سالكان الى اللَّه و راهيان راه حقّ، قبل از هر كار بايد ريشه استكبار و خودخواهى و خود برتربينى را در وجود خود بخشكانند كه بزرگ ترين مانع راه آنهاست.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الامامُ علىٌّ(عليه السلام)

بالصَّدَقِة تُفْسَحُ الآجالُ

با صدقه دادن، عمرها طولانى مى شود

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 48