محبت 91 مطلب

سخاوت در منابع حديثی

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در روايات اسلامى تعبيرات بسيار والايى درباره «جود» و «سخا» ديده مى شود كه در نوع خود كم نظير است. برای نمونه چند عنوان از آنها را از نظر می گذرانیم: 1. پیامبر اکرم (ص) مى فرمايند: «السَّخاءُ خُلْقُ اللّهِ الاعْظَمُ؛ سخاوت اخلاق بزرگ الهى است». 2. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «إِنَّ السَّخِيَّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ؛ همانا سخاوتمند نزديك به خدا، نزديك به مردم و نزديك به بهشت است». 3. اميرمؤمنان (ع) مى فرمايند: «غَطُّوا مَعَايِبَكُمْ بِالسَّخَاءِ فَإِنَّهُ سَتْرُ الْعُيُوبِ؛ عيوب خويش را با سخاوت بپوشانيد، زيرا سخاوت پوشاننده عيب ها است». 4. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «مَا اسْتُجْلِبَتِ الْمَحَبَّةُ بِمِثْلِ السَّخَاءِ وَ الرِّفْقِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ؛ هيچ چيزى مانند سخاوت و مدارا كردن و حسن خلق جلب محبت نمى كند». 5. امام صادق (ع) مى فرمايند: «شَابٌّ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ؛ جوان سخاوتمند آلوده به گناه، نزد خدا محبوب تر از پيرمرد عابد بخيل است».

ضرورت تواضع رهبران و مديران در بيان قرآن و اميرمؤمنان

آيا در منابع دينی اسلام به رهبران و مديران جامعه توصيه شده که نسبت به مردم متواضع باشند؟

در آيات قرآن به پيامبر صلی الله عليه و آله توصيه شده است كه نسبت به مؤمنان متواضع، مهربان و نرم و ملايم باشد. اين توصيه منحصر به پيامبر اسلام نيست. هر كس در شعاع وسيع يا محدودى وظيفه رهبرى بر دوش دارد، اين اصل را كه از اصول اساسى مديريت صحيح است، بايد به كار بندد. چراكه سرمايه بزرگ يك رهبر، محبّت و پيوند معنوى پيروانش با او است، و اين بدون تواضع حاصل نمى شود.

مراد از «وَاضْرِبُوهُنَّ؛ و آنان (زنان) را بزنيد»؟!

آیا دستور قرآن با خطاب «وَاضْرِبُوهُنَّ؛ و آنان (زنان) را بزنيد» نشانه ظالمانه بودن احکام اسلامی در حق زنان نیست؟!

اولا حکم بیان شده فقط مخصوص به زنانی است که در قبال وظایف زناشویی خود کوتاهی و از تمکین به آن سرکشی و طغیان می کنند و شامل تمامی زنان نمی گردد. ثانیا جواز چنین برخوردی با زن بعد از آن است که ابتدا مرد همسرش را موعظه کند و در مرحله دوم از او دوری کند. بنابراین اگر زن در یکی از همان دو مرحله اول از سرکشی خود دست بردارد، همسرش حق تعدی و دست درازی به او را ندارد. ثالثا جواز چنین برخوردی بنابر برخی روایات و سخنان فقها باید بسیار ملایم باشد؛ یعنی اگر موجب کبودی یا آسیب شود، زن حق قصاص دارد. رابعا توسل به خشونت و زور برای اجبار شخص به انجام وظایفش در همه نظام های حقوقی دنیا امری مشروع است. خامسا مردان نیز اگر از ادای وظایف خود در قبال همسران خویش کوتاهی کنند، زنان حق دارند با توسل به زور - که معمولا به خاطر ضعف آنها با مراجعه به حاکم شرع اعمال می شود - آنها را مجبور به ادای مسئولیت‌های شان بکنند و تبعیضی در این بین علیه زنان وجود ندارد.

تأثير راست گويى در زندگى انسانها

راست گويى چه تأثيری بر زندگی انسانها دارد؟

نخستين تأثيرى كه صدق و راستى از خود به يادگار مى گذارد، مسأله جلب اطمينان و اعتماد در «همكارى هاى دسته جمعى» است. همچنین پايه و اساس هر گونه «پيشرفت معنوى و مادى» در اجتماع اعتماد متقابل برخاسته از صدق و راستى است. صداقت و راستى به انسان «آبرو و شخصيت» مى دهد؛ در حالى كه دروغ مايه رسوايى و بى آبرويى است. صدق و راستى و امانت به انسان «شجاعت و شهامت» مى بخشد؛ درحالى كه دروغ و خيانت هميشه انسان را در هاله اى از خوف و ترس فرو مى برد. همچنین راست گویى انسان را از بسيارى از «گناهان» نجات مى دهد.

حسن ظنّ در روايات اسلامى‏

حسن ظنّ چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارد؟

به همان نسبت كه سوءظنّ مايه ويرانى جامعه و بدبختى انسانها و تشتّت كارها و ناراحتى روح و جسم است، حسن ظنّ مايه آرامش و وحدت است. به همين دليل در احاديث زيادى هم حسن ظنّ نسبت به مردم و هم حسن ظنّ نسبت به خداوند مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است.

اميرمؤمنان على (ع) درباره حسن ظنّ به مردم فرمود: «حُسْنُ الظَّنِّ يُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ يُنْجِي مِنْ تَقَلُّدِ الْإِثْمِ؛ حسن ظنّ اندوه را سبك مى كند، و از آلوده شدن به گناه رهايى مى بخشد».

مساله حسن ظنّ به خدا، از نشانه هاى مهم ايمان و از اسباب نجات و سعادت است. رسول خدا (ص) فرمود: «لَيْسَ‏ مِنْ‏ عَبْدٍ يَظُنُّ‏ بِاللَّهِ‏ خَيْراً، إِلَّا كَانَ‏ عِنْدَ ظَنِّهِ بِه؛ هيچ بنده اى گمان نيك به خدا نمى برد، مگر اينكه خداوند طبق گمانش با او رفتار مى كند».

پيامدها و آثار شوم سوءظنّ ‏

سوءظنّ چه پيامدها و آثاری دارد؟

سوءظنّ و بدبینی به مردم، هم آثار سوء فردی دارد و هم آثار سوء اجتماعی؛ آثاری چون: 1. از ميان رفتن «اعتماد» كه مهمترين سرمايه جامعه. 2. سوءظنّ آرامش جامعه را بر هم مى زند. 3. شخصی که دچار سوءظنّ می گردد، در بسيارى از موارد به دنبال سوءظنّ خود حركت مى كند و حادثه مى آفريند و گاه خون ريزى می کند. 4. سوءظنّ سبب مى شود كه انسان به سرعت دوستان خود را از دست بدهد. 5. سوء ظنّ موجب عدم درك صحيح اجتماعى است. 6. سوء ظنّ، محبت و دوستى را خاموش و نفاق و دو رويى را در ميان دوستان پرورش مى دهد.

نقش رسول اکرم(ص) در «رفع کینه ها»؟

امام علی(ع) در تبیین نقش پیامبر رحمت(ص) در «رفع کینه ها» چه می فرمایند؟

امام علی(ع) در مورد نقش مهم پیامبر اکرم(ص) در رفع کینه ها مى فرمايد: «خداوند به وسيله او شكافهاى اختلاف را به هم پيوست و فاصله ها را از ميان برداشت و در ميان اجتماع خويشاوندان الفت برقرار ساخت بعد از آنكه آتش سوزان دشمني ها در سينه ها انباشته شده بود و شعله كينه از درون دلها زبانه مى كشيد».

نهی مومنین از «قهر» و «قطع رابطه»

امام علی(عليه السلام) چگونه مردم را به برقراری رابطه دوستی و محبت و دوری از قطع رابطه توصیه می نماید؟

امام علی(ع) در بخشی از نامه 47 نهج البلاغه مى فرمايد: «بر شما لازم است پيوندهاى دوستى و محبّت و بذل و بخشش را فراموش نكنيد و بر حذر باشيد از اينكه با هم قطع رابطه نماييد». احاديث بسيارى در نكوهش بى محبتى ها و جدايى ها نقل شده كه گاه پشت انسان را می لرزاند، مانند سخن امام صادق(ع) که فرمود: «هر گاه دو نفر با هم قهر كنند يكى از آن دو مستحق لعن است و اى بسا هر دو مستحق باشند، راوى سؤال مى كند: ظالم بايد مستحق لعن باشد، مظلوم چرا؟ فرمود: به سبب آن است كه برادرش را به آشتى [معقولانه] دعوت نمى كند».

لزوم رفتار محبّت آمیز «حاکم» با مردم

امام علی(عليه السلام) در عهدنامه مالک اشتر، لزوم رفتار رحیمانه حاکم با مردم را چگونه تبیین می کند؟

امام علی(ع) درباره ايجاد رابطه رحیمانه با مردم به مالک اشتر مي فرمايد: «و قلب خويش را كانون رحمت و محبّت و لطف به رعيّت قرار ده و در مورد آنان همچون درنده اى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى؛ زيرا آنها دو گروهند: يا برادر دينى تواند و يا انسان هايى كه در آفرينش شبيه تو هستند [در هر حال بايد حقوق آنها را محترم بشمارى]». امام(ع) براى اينكه مالك را به حكومت بر دل ها تشويق كند دستور رحمت و محبّت و لطف را درباره رعايا صادر مى كند.

ثمره محبت و ارادت به ائمه اطهار(ع)

محبت و ارادت به ائمه اطهار(عليهم السلام) چه ثمره ای برای «يوسف ابن يعقوب» داشت؟

«يوسف‌ بن يعقوب» نويسنده‌ ثروتمندی بود؛ شخصى از او پيش متوكّل سخن ‌چينى كرد؛ متوكل او را طلبيد تا مجازاتش كند. وی نزديك سامرا نيت كرد كه اگر آسيبی به او نرسد صد اشرفی به ابن الرضا(ع) بدهد. او راه خانه امام را بلد نبود، مركبش را آزاد گذاشت و مركب، او را به خانه امام رساند. امام هادی(ع) به او فرمود: اى يوسف آيا آن قدر دليل نديدى كه اسلام اختيار كنى؟ گفت به اندازه كفايت ديدم، فرمود: هيهات تو مسلمان نمى شوى؛ ولى فرزندت اسحاق مسلمان مى‌ شود و از شيعيان و دوستان ما می شود! هر كه به ما محبتى كند بهره‌ اش را مى بيند؛ چه مسلمان باشد و چه غير مسلمان.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

رسول الله (ص)

صوم شهر الصبر و ثلاثة ايام من کل شهر يذهبن وحر الصدر

روزه ماه رمضان و سه روز از هر ماه وسوسه هاي سينه را از بين مي برد

ميزان الحکمة 6 / 400