شحّ 2 مطلب

درجات بُخل

بخل چه درجات و انواعی دارد؟

بُخل مانند تمام صفات رذيله، داراى درجاتى است. بعضى از مراحل آن به قدرى ضعيف است كه ممكن است از ديد بسيارى از افراد مخفى بماند و بعضى از مراحل آن به قدرى آشكار است كه هر كس، حتى كودكان نيز آن را درك مى كنند. بعضى نسبت به اموال خود بخيل اند؛ بعضى از آن هم فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخيل اند؛ بعضى از آن نيز فراتر رفته، هرگاه ببينند افراد اموال شان را براى خودشان به طور گسترده مصرف مى كنند، ناراحت مى شوند و اين بدترين و عجيب ترين نوع بُخل است! از سوى ديگر، بعضى در امور مادى بخيل اند و بعضى در امور معنوى. بعضى در انجام انفاق هاى مستحب «بُخل» نشان مى دهند در حالى كه بعضى حتی در واجبات - مانند اداى خمس و زكات – نیز از خود «بُخل» نشان می دهند. گروهى بُخل خود را بدون پوشش و توجيه نشان مى دهند، در حالى كه گروهی ديگر پوشش هاى ظاهرى براى آن درست مى كنند.

پرتویى از کلام امام حسن(ع)، در منابع اهل سنت

کلمات امام حسن(علیه السلام) در پاسخ به امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره مسائل اخلاقی در منابع اهل سنت چگونه ذکر شده است؟

ابونعیم اصفهانى از شعبه، او از حجاج، او از ابى اسحاق همدانى و او از حارث نقل کرده که امام على بن ابى طالب(ع) از فرزندش حسن(ع) درباره امورى در باب مروّت سؤال فرمود، از آن جمله فرمود: 1- سداد چیست؟ امام حسن(ع) عرض کرد: دفع منکر توسط معروف. 2- شرف چیست؟ انجام دادن کار خوب و ترک گناه. 3-مروّت چیست؟ عفاف و اصلاح مال. 4- رأفت چیست؟ نظر در کم و منع حقیر. 5- سماح چیست؟ بخشش در دشوارى و رفاه… تا آخر حدیث.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

عَنِ الصّادقُ عليه السّلام :

يا زُرارَةُ! اِنَّ السَّماءَ بَکَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ اَرْبَعينَ صَباحاً.

اى زراره ! آسمان چهل روز، در سوگ حسين بن على عليه السّلام گريه کرد.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 552