نکوهش بُخل در آیات قرآن

آيات قرآن، چه نگاهی نسبت به صفت «بخل» دارند؟

نكوهش «بُخل» به طور گسترده در آيات و روايات اسلامى به چشم مى خورد. آيات قرآن بيانگر عواقب دردناك بُخل و انحصارطلبى است و نشان می دهد كه این رذیله اخلاقی حتى در دنياى مادى نيز كارساز نيست. آيات قرآن نمونه هايى از كارهاى بخيلان و سرنوشت شوم آنها و آثار و پيامدهاى «بُخل» را در زندگى مادى و معنوى مشخص مى كند و از «بُخل» به عنوان يك رذيله مهم اخلاقى نام مى برد. رذيله اى كه با «فلاح» و رستگارى و سعادت انسان ها هرگز سازگار نيست. از ديد قرآن بخیل به مرور در صف منافقان قرار می گيرد. همچنين از ديد قرآن بخل از کفر نشأت می گيرد.

بُخل در آينه روايات اسلامى

روايات اسلامی چه نگاهی به صفت بُخل دارند؟

در احاديث اسلامى روايات تكان دهنده اى درباره «بُخل» ديده مى شود؛ روایاتی که همه نشان دهنده مذموم بودن این رذیله اخلاقی در آموزه های اسلام است؛ مثل: ۱. رسول خدا (ص) در حديثى مى فرمايند: «الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ النَّاسِ بَعِيدٌ مِنَ الْجَنَّةِ وَ قَرِيبٌ مِنَ النَّارِ؛ بخيل از خدا دور است. از مردم نيز دور است. از بهشت نیز دور است و به آتش دوزخ نزديك است». 2. از امام صادق (ص) نیز نقل شده كه فرمود: «جَاهِلٌ سَخِيٌّ، أَفْضَلُ مِنْ نَاسِكٍ بَخِيلٍ؛ نادانِ سخاوتمند، از عابدِ بخیل بهتر است». 3. در روايتی از امام هادى (ص) مى خوانيم كه فرمود: «الْبُخلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاقِ؛ بُخل مذموم ترين اخلاق رذيله است».

پيشگيرى و درمان بُخل

راه پيشگيری و درمان صفت بُخل چيست؟

اولين راه براى درمان بيماری هاى اخلاقى اين است که همانند بيماری هاى جسمانى بايد به سراغ ريشه ها رفت. زيرا تا ريشه ها نخشكند، بيمارى همچنان وجود دارد؛ هرچند به صورت موقت آثار آن زايل شود. راه ديگر مبارزه با «بُخل» اين است كه شخص «بخيل» دندان روى جگر بگذارد و از اموال خود ببخشد. هرگاه اين كار تكرار شود، عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد. انديشيدن درباره تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند، يكى از راه هاى درمان «بُخل» و دورى از اين رذيله زشت اخلاقى است. همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء «بُخل» نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد.

ريشه و نشانه هاى بُخل

ريشه و نشانه هاى بُخل چيست؟

ريشه ا صلّى اين رذيله اخلاقى مانند بسيارى از رذايل ديگر ضعف مبانى ايمان و «معرفة الله» است. كسى كه خداوند را بر همه چيز قادر مى داند و معتقد است كه ريشه تمام خيرات و بركات ذات خداست، بايد به طور قطع به وعده هاى الهى در مورد آثار مادى و معنوى «انفاق» در راه خدا اعتقاد داشته باشد. با اين اعتقاد امكان ندارد کسی گرفتار اين خوى زشت گردد.

از نشانه هاى «بُخل»، عذر تراشی به بهانه های گوناگون، براى خوددارى از كمك به ديگران است. بخيلان براى پوشاندن رذيله اخلاقى خود در برابر مردم به عذرهاى واهى متوسل مى شوند و حتى گاهى با همين عذرها خود را فريب مى دهند. مثلا با اينكه پول فراوانى دارند، امّا حاضر نيستند مقدار كمى از آن را ببخشند يا اينكه وام دهند.

انواع و درجات بُخل در روایات اسلامی

صفت بخل، چه انواع و درجاتی روايات اسلامى دارد؟

در روايات اسلامى اشاره هاى لطيفى به شکل ها و شاخه هاى «بُخل» شده است از جمله:

1. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «الْبُخل بِإِخْرَاجِ مَا افْتَرَضَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ أَقْبَحُ الْبُخلِ؛ بُخل در مورد پرداختن آنچه را كه خدا بر انسان از اموال واجب كرده است، زشت ترين نوع آن است».

2. رسول خدا (ص) مى فرمايند: «إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ مَنْ‏ بَخِلَ‏ بِالسَّلَامِ‏؛  بخيل ترين مردم كسى است كه حتّى در سلام كردن بُخل مى ورزد».

3. همان حضرت در حديث ديگری مى فرمايند: «الْبَخِيلُ حَقّاً مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ؛ بخيل ترين اشخاص كسى است كه نزد او اسم من برده شود و او صلوات نفرستد».

آثار و پيامدهاى بُخل

بُخل چه آثار و پيامدهايی دارد؟

در ميان صفات نكوهيده و رذايل اخلاقى كمتر صفتى به اندازه «بُخل» مشكل آفرين هست و پيامدهاى سوء دارد. در روايات اسلامى اشاره هايى به این مسأله شده است، كه در ادامه چند مورد از آنها را از نظر می گذرانیم:

۱. اگرچه شخص بخيل در حفظ اموال خود مى كوشد، ولى بيش از آن آبروى خود را از دست مى دهد. امير المؤمنين على (ع) مى فرمايند: «الْبَخِيلُ يَسْمَحُ مِنْ عِرْضِهِ بِأَكْثَرَ مِمَّا أَمْسَكَ مِنْ عَرَضِه‏؛ بخيل بيش از آنچه كه از متاع دنيا براى خود نگهدارى مى كند، از عرض و آبروى خود مى بخشد».

۲. شخص بخيل زود دوستانش را از دست مى دهد و در زندگى در برابر انبوه مشكلات غريب و تنها مى ماند. امير مؤمنان على (ع) در اين رابطه مى فرمايند: «لَيْسَ لِبَخِيلٍ حَبِيبٌ؛ بخيل يار و دوست ندارد».

3. بُخل موجب بدنامى و سوء شهرت و لعن و نفرين مردم مى شود. اميرمؤمنان على (ع) فرمود: «بِالْبُخل تَكْثُرُ الْمَسَبَّةُ؛ به خاطر بُخل بدگويى و دشنام مردم زياد مى شود».

نگاه قرآن به مقوله ی شهوت رانی

قرآن چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارد؟

در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است. بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.

طبق بيان آيات قرآن کریم: يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است؛ سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است؛ خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند و اينکه بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد.

آثار زيان بار شهوت پرستى

شهوت رانی چه آثار زيان باری دارد؟

در واقع يكى از سرچشمه هاى اصلّى گناه و معصيت و نافرمانى خدا همین شهوت پرستی است. زيرا چشم و گوش انسان را بسته و به مصداق حديث نبوى «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ»، آدمى را كور و كر كرده و قدرت درك واقعيت ها را از او مى گيرد و در چنين حال، زشتى ها در نظر او زيبا و زيبايى ها در نظر او زشت و بى رنگ مى شود. شهوت پرستى، پرده هاى ضخيمى بر عقل و فكر انسان مى اندازد، حق را در نظر او باطل و باطل را در نظر او حق جلوه مى دهد. شهوت پرستى، شخصيت و احترام اجتماعى انسان را در هم مى شكند و او را به ذلّت مى كشاند. زيرا براى كاميابى هاى شهوانى، بايد تمام قيد و بندهاى اجتماعى را شكست و تن به هر پستى داد. زنجير عادت های ناشی از شهوت پرستى آن چنان دست و پاى انسان را مى بندد كه گويا هرگونه حركت و تلاش براى دورى جستن از خواست هاى رذيله، بسيار مشكل مى گردد.

بُخل، صفتی نا هماهنگ با ساز و کارهای عالم هستی

بُخل، چه نسبتی با ساز و کارهای عالم هستی دارد؟

اگر نگاهى به جهان آفرينش بياندازيم همه جا سخاوت و انفاق و بذل و بخشش را مشاهده مى كنيم. مثلا می بینیم خورشيد دائم مى سوزد و بخشى از وجودش را تبديل به نور و حرارت مى كند و آن را به تمام منظومه شمسى مى رساند و با نور و گرماى خود به همه مخلوقات، زندگى مى بخشد. در وجود يك انسان نيز همين مسئله حكم فرماست. در جهانى كه همه جا «سخاوت» حكم فرماست آيا جايى براى انسان بخيل وجود دارد؟ آيا ناهماهنگى با عالم هستى او را به فساد و مرگ نمى كشاند؟

درجات بُخل

بخل چه درجات و انواعی دارد؟

بُخل مانند تمام صفات رذيله، داراى درجاتى است. بعضى از مراحل آن به قدرى ضعيف است كه ممكن است از ديد بسيارى از افراد مخفى بماند و بعضى از مراحل آن به قدرى آشكار است كه هر كس، حتى كودكان نيز آن را درك مى كنند. بعضى نسبت به اموال خود بخيل اند؛ بعضى از آن هم فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخيل اند؛ بعضى از آن نيز فراتر رفته، هرگاه ببينند افراد اموال شان را براى خودشان به طور گسترده مصرف مى كنند، ناراحت مى شوند و اين بدترين و عجيب ترين نوع بُخل است! از سوى ديگر، بعضى در امور مادى بخيل اند و بعضى در امور معنوى. بعضى در انجام انفاق هاى مستحب «بُخل» نشان مى دهند در حالى كه بعضى حتی در واجبات - مانند اداى خمس و زكات – نیز از خود «بُخل» نشان می دهند. گروهى بُخل خود را بدون پوشش و توجيه نشان مى دهند، در حالى كه گروهی ديگر پوشش هاى ظاهرى براى آن درست مى كنند.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الصادق عليه السلام :

«من انشد في الحسين عليه السلام بيتا من شعر فبکي و ابکي عشرة فله و لهم الجنة‏»

هر کس در رثاي حسين عليه السلام يک بيت از قصيده‏اي بخواند و بگريد و ده نفر را بگرياند پاداش آنان بهشت است.

بحارالانوار، ج 44، ص 288