معنای توکّل
معنای توکّل چیست؟
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
ذاتی که اتّکا و توکّل بر او مستقر می گردد، باید دارای این ویژگی ها باشد: نخست اينكه زنده باشد؛ دوّم اينكه حياتش جاودانى باشد؛ سوّم اينكه علم و آگاهی او همه چيز را در برگيرد؛ چهارم اينكه قدرت بر همه چيز داشته باشد؛ پنجم اينكه حاكميت و تدبير و اداره همه امور در كف با كفايت او باشد. مى دانيم اين صفات تنها در ذات پاك خدا جمع است.
فيض كاشانى در «المحجّةُ البيضاء» مى گويد: داروى بيمارى حرص سه ركن دارد. «صبر» و «علم» و «عمل» و مجموع توصیه های مربوط به غلبه بر این ویژگی ناپسند اخلاقی پنج چيز مى شود: نخست: اقتصاد و ميانه روى در هزينه هاى زندگى. دوّم: هنگامى كه مال به اندازه كافى براى زيستن دارد، نگران آينده نباشد. سوّم: در فوايد قناعت و عزّت حاصل از آن و زيان هاى حرص و طمع و ذلّت ناشى از آنها بيانديشد. چهارم: در تاريخ گذشتگان مخصوصا گروهى از يهود حريص و دنياپرستان از اقوام ديگر بيانديشد. پنجم: در خطرات مال و ثروت بى حساب بينديشد و آفات دنيا و آخرت اين كار را در نظر بگيرد.
اگر آگاهى نسبت به ناپايدارى دنيا و جاودانگى آخرت و حقارت سرمايه هاى مادى در برابر عظمت پاداش الهى باشد، هرگز فريب زرق و برق جهان مادى، چشم انسان را خيره نكرده، و هرگز آرزوى ثروت قارونى نمى كند. امام صادق (ع) فرمود: از جمله سخنانى كه خداوند به موسى بن عمران (ع) فرمود، اين بود که: «إِنَّ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ زَهِدُوا فِيهَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ بِي؛ بندگان صالح من به اندازه علم شان به من، زهد در دنيا را پيشه كرده اند». يعنى مقدار علم رابطه مستقيم با مقدار زهد دارد.
حلم و بردبارى، مانند ساير صفات انسان، داراى سرچشمه ها و انگيزه هاى متعددى است؛ سرچشمه حلم را مى توان این امور دانست: ۱. سلطه بر نفس و مالكيت خويشتن؛ ۲. علوّ طبع و بلندى همت و شخصيت بالا؛ ۳. ايمان به خدا و توجّه به ذات پاك و صفات او و از جمله حلم خداوند؛ ۴. علم و عقل و آگاهى بر نتايج مثبت حلم و پيامدهاى منفى خشم و غضب.
حفظ عفّت و کنترل شهوت جنسی، راهکاری پیشگیرانه است و از جنبه های بسیاری، آسان تر از راه حل جویی برای درمان کسانی است که خدایی ناکرده در لغزشگاه های شهوت پرستی سقوط کرده اند. این راهکارهای پیشگیرانه بسیار زیادند. بخشى جنبه كلّى و عمومى دارند؛ مانند پاك بودن محيط، نقش معاشران و دوستان، تربيت خانوادگى، علم و آگاهى به پيامدهاى رذايل اخلاقى، مسايل فرهنگى و مانند آن. بخش ديگر، جنبه خصوصى دارئد؛ يعنى مربوط به «عفّت» در مسايل جنسى و ساير خواست هاى نفسانى است.
تمام افعال خدا حکیمانه بوده و سؤالات اعتراضی از او موضوعیت ندارد، زیرا فعل حكيمانه نزد عقلا مؤاخذه ندارد، اما اگر سؤالی از روى ايمان كامل به خدا صادر گردد و انگيزه سؤال آگاهى يافتن باشد، سؤال مشروعى است و اشكالى ندارد. چنين سؤالى از سوى نيكان نيز صادر شده و در قرآن نمونه هاى فراوانى از اين قسم ديده مى شود، مانند سؤال حضرت ابراهیم درباره چگونگی زنده شدن مردگان. این گونه سؤال ها در افعال خدا نه تنها جائز است، بلکه جهت دانش افزایی به آن سفارش شده است. پس در دین الهی جای هیچ خفقانی نیست.
انتظار عامل تخدیر کننده ای نیست که موجب انفعال شیعه در برابر مشکلات و حواله دادن شان به آینده ای نامعلوم شود. برعکس، شیعیان همواره با استمداد از آموزه های قرآنی که سرنوشت بشر را در دستانش معرفی می کند به اصلاح مشکلات خود پرداخته اند. بر همین اساس ظهور را فقط به معنای فرصتی برای رفع مشکلات شان نمی دانند و شمایل آن را زمانه ای برای به فعلیت رسیدن همه جنبه های انسانی و آسمانی وجود انسان به عنوان خلیفه الله در زمین ترسیم می کنند. جنبه هایی که حتی در پیشرفته ترین کشورها هم به منصه ظهور نرسیده است و زاییده عشق آدمی به آگاهى، زيبايى و نيكى است. ظرفیت های به فعلیت نرسیده جامعه بشری برای ایستادن در بالاترین نقطه کمال این حوزه های سه گانه خود دلیل این است که باید روزی حکومتی عادلانه بر جهان حاکم شود که آنها را برآورده سازد.
دینداری امری درونی است و از آنجایی که هیچ کس نمی تواند در امور قلبی اشخاص تصرف کند، مجبور کردن اشخاص به انتخاب و معتقد شدن به هر باوری، امکان ناپذیر است. به همین خاطر مراجع تقلید در ابتدای هر رساله توضیح المسائل می گویند هر کسی باید با تحقیق و عقل و فطرت خود انتخاب کند. البته چون انتخاب دین و اعتقاد یافتن به یک آیین و شریعت نیازمند رسیدن به درجه خاصی از رشد فکری و عقلی است، این کار مهم از کودکان نابالغ ساخته نیست. بنابراين ممکن است انسان تا سنينی كه هنوز به استقلال عقلی ورشد فكری نرسيده، در یقین خود به مسائل دينی از راهنمایی ها و آگاهی های دینی که والدين یا مربیانش به او می دهند، متأثر باشد و مراجع عظام نیز این نوع یقین را که از گفته دیگران به دست می آید در مسلمان بودن کافی می دانند.
ماه رمضان، ماه عبادت و خودسازى، ماه ترك معصيت و انجام اطاعت است. براى تحقّق اين مهم، هم تعليم لازم است و هم تربيت. «قرآن» انسان را تعليم مى دهد و «روزه» انسان را تربيت مى كند. تنها با اين دو است كه رسيدن به كمال ممكن مى گردد. در حقيقت «قرآن» بدون فريضه «روزه» آموزش ناتمام و بدون پرورش است و رمضان و «روزه» بدون «قرآن» تربيت فاقد دانش و آگاهى است.
الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)
لا شيءَ أصدقُ مِن الأجلِ
چيزى راست تر از اجل و مرگ نيست
ميزان الحکمه، جلد 1، ص 44