حرص 66 مطلب

آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

نکوهش بُخل در آیات قرآن

آيات قرآن، چه نگاهی نسبت به صفت «بخل» دارند؟

نكوهش «بُخل» به طور گسترده در آيات و روايات اسلامى به چشم مى خورد. آيات قرآن بيانگر عواقب دردناك بُخل و انحصارطلبى است و نشان می دهد كه این رذیله اخلاقی حتى در دنياى مادى نيز كارساز نيست. آيات قرآن نمونه هايى از كارهاى بخيلان و سرنوشت شوم آنها و آثار و پيامدهاى «بُخل» را در زندگى مادى و معنوى مشخص مى كند و از «بُخل» به عنوان يك رذيله مهم اخلاقى نام مى برد. رذيله اى كه با «فلاح» و رستگارى و سعادت انسان ها هرگز سازگار نيست. از ديد قرآن بخیل به مرور در صف منافقان قرار می گيرد. همچنين از ديد قرآن بخل از کفر نشأت می گيرد.

ريشه و نشانه هاى بُخل

ريشه و نشانه هاى بُخل چيست؟

ريشه ا صلّى اين رذيله اخلاقى مانند بسيارى از رذايل ديگر ضعف مبانى ايمان و «معرفة الله» است. كسى كه خداوند را بر همه چيز قادر مى داند و معتقد است كه ريشه تمام خيرات و بركات ذات خداست، بايد به طور قطع به وعده هاى الهى در مورد آثار مادى و معنوى «انفاق» در راه خدا اعتقاد داشته باشد. با اين اعتقاد امكان ندارد کسی گرفتار اين خوى زشت گردد.

از نشانه هاى «بُخل»، عذر تراشی به بهانه های گوناگون، براى خوددارى از كمك به ديگران است. بخيلان براى پوشاندن رذيله اخلاقى خود در برابر مردم به عذرهاى واهى متوسل مى شوند و حتى گاهى با همين عذرها خود را فريب مى دهند. مثلا با اينكه پول فراوانى دارند، امّا حاضر نيستند مقدار كمى از آن را ببخشند يا اينكه وام دهند.

انواع و درجات بُخل در روایات اسلامی

صفت بخل، چه انواع و درجاتی روايات اسلامى دارد؟

در روايات اسلامى اشاره هاى لطيفى به شکل ها و شاخه هاى «بُخل» شده است از جمله:

1. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «الْبُخل بِإِخْرَاجِ مَا افْتَرَضَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ أَقْبَحُ الْبُخلِ؛ بُخل در مورد پرداختن آنچه را كه خدا بر انسان از اموال واجب كرده است، زشت ترين نوع آن است».

2. رسول خدا (ص) مى فرمايند: «إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ مَنْ‏ بَخِلَ‏ بِالسَّلَامِ‏؛  بخيل ترين مردم كسى است كه حتّى در سلام كردن بُخل مى ورزد».

3. همان حضرت در حديث ديگری مى فرمايند: «الْبَخِيلُ حَقّاً مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ؛ بخيل ترين اشخاص كسى است كه نزد او اسم من برده شود و او صلوات نفرستد».

آثار و پيامدهاى بُخل

بُخل چه آثار و پيامدهايی دارد؟

در ميان صفات نكوهيده و رذايل اخلاقى كمتر صفتى به اندازه «بُخل» مشكل آفرين هست و پيامدهاى سوء دارد. در روايات اسلامى اشاره هايى به این مسأله شده است، كه در ادامه چند مورد از آنها را از نظر می گذرانیم:

۱. اگرچه شخص بخيل در حفظ اموال خود مى كوشد، ولى بيش از آن آبروى خود را از دست مى دهد. امير المؤمنين على (ع) مى فرمايند: «الْبَخِيلُ يَسْمَحُ مِنْ عِرْضِهِ بِأَكْثَرَ مِمَّا أَمْسَكَ مِنْ عَرَضِه‏؛ بخيل بيش از آنچه كه از متاع دنيا براى خود نگهدارى مى كند، از عرض و آبروى خود مى بخشد».

۲. شخص بخيل زود دوستانش را از دست مى دهد و در زندگى در برابر انبوه مشكلات غريب و تنها مى ماند. امير مؤمنان على (ع) در اين رابطه مى فرمايند: «لَيْسَ لِبَخِيلٍ حَبِيبٌ؛ بخيل يار و دوست ندارد».

3. بُخل موجب بدنامى و سوء شهرت و لعن و نفرين مردم مى شود. اميرمؤمنان على (ع) فرمود: «بِالْبُخل تَكْثُرُ الْمَسَبَّةُ؛ به خاطر بُخل بدگويى و دشنام مردم زياد مى شود».

ارزش سخاوت در آیات قرآن

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

در آیه ۹ سوره حشر سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند. خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد.   در آیات ۸ و ۹ سوره انسان (دهر) سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند. خداوند از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است.   از ديد قرآن «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود.   از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.

بُخل، صفتی نا هماهنگ با ساز و کارهای عالم هستی

بُخل، چه نسبتی با ساز و کارهای عالم هستی دارد؟

اگر نگاهى به جهان آفرينش بياندازيم همه جا سخاوت و انفاق و بذل و بخشش را مشاهده مى كنيم. مثلا می بینیم خورشيد دائم مى سوزد و بخشى از وجودش را تبديل به نور و حرارت مى كند و آن را به تمام منظومه شمسى مى رساند و با نور و گرماى خود به همه مخلوقات، زندگى مى بخشد. در وجود يك انسان نيز همين مسئله حكم فرماست. در جهانى كه همه جا «سخاوت» حكم فرماست آيا جايى براى انسان بخيل وجود دارد؟ آيا ناهماهنگى با عالم هستى او را به فساد و مرگ نمى كشاند؟

جود و سخاوت؛ معنی و جايگاه آن در بين فضائل اخلاقی

معنی جود و سخاوت چيست و چه جايگاهی در بين فضائل اخلاقی دارد؟

اين دو واژه كه معنای شان در مقابل معنای «بُخل» است، غالبا در يك معنا استعمال مى شوند. ولى گاه از بعضى كلمات استفاده مى شود كه «جود» مرحله ای بالاتر از «سخاوت» است. در تعريف «جود» گفته اند: «بخششی بدون درخواست است و در عين حال، بخشش کننده عمل خود را كوچك بشمارد». گاه نیز گفته اند: «جود خوشحال شدن از درخواست مردم و شاد گشتن به هنگام بخشش است». بعضى نيز گفته اند: «جود آن بخششى است كه در آن بخشش کننده مال را مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند و خودش را در اين ميان واسطه ببيند». این در حالى كه «سخاوت» معناى وسيع ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى شود.

آنچه مسلم است این است که «جود» و «سخاوت» از فضايل مهم اخلاقى است. هر اندازه «بُخل» نشانه پستى و حقارت و ضعف ايمان و فقدان شخصيت است، «جود» و «سخاوت» نشانه ايمان و شخصيت والاى انسان است. 

درجات بُخل

بخل چه درجات و انواعی دارد؟

بُخل مانند تمام صفات رذيله، داراى درجاتى است. بعضى از مراحل آن به قدرى ضعيف است كه ممكن است از ديد بسيارى از افراد مخفى بماند و بعضى از مراحل آن به قدرى آشكار است كه هر كس، حتى كودكان نيز آن را درك مى كنند. بعضى نسبت به اموال خود بخيل اند؛ بعضى از آن هم فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخيل اند؛ بعضى از آن نيز فراتر رفته، هرگاه ببينند افراد اموال شان را براى خودشان به طور گسترده مصرف مى كنند، ناراحت مى شوند و اين بدترين و عجيب ترين نوع بُخل است! از سوى ديگر، بعضى در امور مادى بخيل اند و بعضى در امور معنوى. بعضى در انجام انفاق هاى مستحب «بُخل» نشان مى دهند در حالى كه بعضى حتی در واجبات - مانند اداى خمس و زكات – نیز از خود «بُخل» نشان می دهند. گروهى بُخل خود را بدون پوشش و توجيه نشان مى دهند، در حالى كه گروهی ديگر پوشش هاى ظاهرى براى آن درست مى كنند.

پيشگيرى و درمان بُخل

راه پيشگيری و درمان صفت بُخل چيست؟

اولين راه براى درمان بيماری هاى اخلاقى اين است که همانند بيماری هاى جسمانى بايد به سراغ ريشه ها رفت. زيرا تا ريشه ها نخشكند، بيمارى همچنان وجود دارد؛ هرچند به صورت موقت آثار آن زايل شود. راه ديگر مبارزه با «بُخل» اين است كه شخص «بخيل» دندان روى جگر بگذارد و از اموال خود ببخشد. هرگاه اين كار تكرار شود، عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد. انديشيدن درباره تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند، يكى از راه هاى درمان «بُخل» و دورى از اين رذيله زشت اخلاقى است. همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء «بُخل» نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد.

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابک بذلک يمد الله فى عمرک و يزيد فى رزقک و يحييک‏ الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335